{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفت

.درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفت
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی عقربه‌ی قبله‌نما رفت....
دیدگاه ها (۰)

گاهيفقط ميخواهي بروی واز همہ دور شویخیلي دورنہ ڪہ ڪم آورده ب...

از مشرق نگاه تو خورشید می دمد...........صبحی که با تو می شود...

دوست داشتنت مثل باران استوقتی که می آییلبخند میزند این تن خا...

من شعرهایِ زیبایِ زیادی بلدماما به #تُ که می‌رسم هیچ کدامشان...

درمان من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط