💎وقتی محکم میزنن در گوشت💎

وقتی محکم میزنن در گوشت و تا دوماه باهاشون هیچ حرفی نمیزنی

نامجون: چاگی ببخشید دیگه.. ما دوماهه باهم حرف نزدیم.
ات: هممم باشه بخشیدمت 😊

جین: عزیرم نمیخوای آشتی کنی بسه دیگه
ات: باشه عزیزم آشتی 🤗
جین: خوب پس بیا بریم غذا بخوریم 😎
ات: بریم

شوگا: ات من دلم برای بغلات تنگ شده ببخشید
ات: باشه قبول بخشیدمت پیشی من بریم بخابیم؟
شوگا: اره خوبه بریم

جیهوپ: ات عزیزم بسه دیگه من نمیتونم دوماهه باهم حرف نزدیم تازشم یک کار دیگه ای هم نکردیم 😮‍💨
ات: هیم جیهوپ واقعا که
جیهوپ: شوخی کردم شوخی بود منو میبخشی🥺
ات: باشه سانشاینم💓

جیمین انقدر کیوت بازی دراورد که ات بخشیدش

تهیونگ: ببین ات برات پاستیل خریدم با شیر کاکائو و.... تازه شهر بازی هم میریم به شرطی که..
نزاشت حرف تهیونگ تموم بشه
ات: قبوله 😄

کوک: بیبی گرل خوشگلم تو دلت برام تنگ نشده؟
ات: شاید
کوک: نمیخوای برگردی؟
ات: خب چرا میخوام و..

((سناریو درخواستی بود))
دیدگاه ها (۲)

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۴

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:26اون..اینجا چیکار داشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط