{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یــــــــــہ روز میرســــــــــہ کہ♥♥♥

یــــــــــہ روز میرســــــــــہ کہ♥♥♥
من میشـــــم خانوم خونتـ
حاملــــــــــہ میشم
تو عاشق بچمونے
زود از سر کار برمیگردے که یه وقتـ مامان دخملت تنها نمونہ
از هیکل میوفتم >_<
اما اونقد عاشقمے و بهم میگے دوسم دارے که دیوونه میشم
شکممو بوس میکنی و قربون صدقه نینیمون میرے
من قهر میکــــــــــنم
میای از پشت بغلم میکنے و میگی: عشقم...تو نباشے میخوام دنیا نباشه ... ببین منو؟؟؟حسود خانوم؟؟
منم بغلت میکنم...مثه روز اول عاشقتــــــــــم
توی بیمارستانیم...نینیمون بہ دنیا اومــــــــــده
وقتی نگاش میکنی نگات پر از عشقــــــــــہ
درسسسست مثه نگاه همین روزات به من ^______^
حالا دیگه میدونم که باید عشقتو تقسیم کنے
میدونم که یه روزی بالاخره مامان پسرت میشم.
میدونم که یه روز بالاخره بهم میرسیم عشقم.♥♥♥
دیدگاه ها (۵)

تلاش میکنم برارروزی ک ب ارزوی ک از بچگی داشتم برسم تلاش میکن...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

[•] عمارت عشق [•] part: 14با اولین پرتو های نور چشماشو باز ک...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

پسر بد (67)

کاور

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 1(ویو نلا) صبح زود با بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط