{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت : ۱۶

پارت : ۱۶

ناشناس : تو ۲ سال میری خارج و هیچ ارتباطی با تهیونگ و ا.ت برقرار نمیکنی.

جیمین : چرا باید این کارو کنم ؟

ناشناس : برای شرکت پدرت که خارجه کار میکنی و اگر بتونی اون شرکت برشکسته رو سر پا کنی میتونی بعد ۲ سال برگردی .

جیمین : واقعا فکر کروی قبول میکنم .

ناشناس : مواظب ا.ت باش .

بوق .....

بوق .....

ناشناس قطع کرد .

جیمین اعصابش به هم ریخته بود خودش هم میدونست که در برابر یه مافیا مثل پدرش هیچ کاری از دستش بر نمیاد .

ا.ت : جیمین ما آماده ایم .

جیمین : ....

ا.ت‌اومد نزدیک تر و جیمین رو از پشت بغل کرد .

ا.ت : عشقم .

جیمین به خودش اومد .

جیمین : بله نفسم ؟

ا.ت : بریم .

جیمین : باشه فقط اول یه سوال .

ا.ت : بگو .

جیمین : اگه یه نفر که خیلی دوسش داری ولت کنه بره چیکار میکنی .

ا.ت : باهاش کنار میام .

ا.ت اون لحظه نمی‌دونست که منظور جیمین چی بود .

و فقط خیلی ساده جواب داد و موضوع از این پیچیده تر بود اونم خیلی پیچیده تر اگه جیمین ا.ت رو ول می‌کرد ا.ت داغون میشد ولی جیمین با این حرف ا.ت فقط کمی به رفتن فکر کرد .

جیمین : باشه پس بریم .

ا.ت‌: بریم .

ا.ت و جبمین و تهیونگ و جیا با ماشین تهیونگ رفتن و


و جیا جلو نشسته بود و تهیونگ هم راننده بود .

ا.ت : کجا میریم داداش ؟

تهیونگ : کجا بریم ؟

جیا : جنگل .

ا.ت : آره.

جیمین : پس بریم‌ کلبه جنگلی مامان بزرگ .

ا.ت : خیلی خوب میشه ولی ۳ ساعت راهه.

تهیونگ : عیب نداره .

جیا : ایولللل مرسی عشقم .

تهیونگ : فدات شم .

ا.ت : اَههههه حالم بهم خورد .

جیمین : راست میگی یعنی دارم بابا میشم .

ا.ت : بابا تیکه انداختم چی میگی ؟

جیا : تا چه جاهایی که پیش نرفتن .

ا.ت : خفه .

جیا : باشه بابا .

جیمین : دخترم ....

ا.ت : هوم‌.

جیمین آروم کنار گوش ا.ت گفت

جیمین : دلم بوس میخواد .

ا.ت : یاااااا عه ساکت جلو بقیه .[ بلند ]

جیا : فکر کنم اسم بچشون رو انتخاب کردن .

تهیونگ : غلت کردن من هنوز برا دایی شدن دیرم .

تهیونگ : من دایی ام یا عمو .

ا.ت : هم دایی هم عمو .

جیمین : عزیزم انگار واقعا بچه دوست داری اگه میخوای ....

ا.ت : نه نه نهههههههه. فعلا نه عزیزم 😟😁

جیمین : باشه بابا .

۳۰ مین بعد .

جیمین دوباره رفت سمت ا.ت ولی این بار به جاب درخواست کردن عملی کرد .

جیمین رفت سمت لب های ا.ت‌ و یه بوسه رو شروع کرد .

ا.ت‌ بدون سر و صدا جیمین رو از خودش دور می‌کرد ولی فایده ایی نداشت .

تا تهیونگ دیدشون :

تهیونگ ماشین رو یه دفعه وایسوند.

تهیونگ : جدا شین . [عصبی]

جیا : واییییی حداقل تو ماشین بشینین یه جا .

جیمین : به شما چه ؟

ا.ت : باشه بابا حرکت کن .

تهیونگ: آقای جیمین اکه یه نفر ا.ت رو ببوسه چی کار میکنی ؟

جیمین : میکشمش.

تهیونگ : پس چرا من نباید تو رو بکشم .

جیمین : فرق داره ا.ت خواهر من نیست زنمه.

تهیونگ: الان ....

جیا : عشقم بخاطر من ولشون کن هر کاری میخوان کنن.

تهیونگ : باشه ولی رسیدیم باید بهم بوس بدی .

جیا : باشه بابا برو دیگه .

حرکت کردن بعد چند ساعت رسیدن .

ا.ت : وای دلم تنگ شده بود .

جیمین : آره.

تهیونگ : اون موقع قشنگ تر بود ‌.

ا.ت : بریم داخل .

جیا : بریممممم.

رفتن داخل .

ا‌ت : خونه ۳ اتاق داره .

تهیونگ : یکیش مال من و جیا .

جیا : باشه .

جیمین : من و ا.ت هم تو یه اتاق میمونیم .

تهیونگ : نه اینجا سه اتاق داره .

جیمین : همین که کقتم ا.ت بریم .

جیا : تهیونگ تو خودت با من داخل یه اتاقی بزار اونا هم راحت باشن .

تهیونگ : باشه حالا که تو گفتی .

ا.ت و جیمین رفتن بالا .

ا.ت داشت کمد ها رو با کهنه تمیز می‌کرد و پارچه های روی تخت رو کنار میزد و اتاق رو تمیز می‌کرد.

جیپین هم کمک میگرد .

ا.ت : اون ورش رو بگیر.

جیمین : باشه .

تا بالاخره اتاق تمیز شد .

جیمین : نفسم خسته نباشی .

ا.ت : مرسی .

ا.ت : من میرم ببینم داخل یخچال چی هست البته فکر کنم همه فاسدن.

جیمین : باشه بیا این کارت و بگیر هر چی خواستی به تهیونگ بگو بره بخره منم لباسام رو عوض کردم میام پایین .

ا.ت : باشه . [کارت رو گرفت و رفت ]

جیمین یه نگاه به گوشیش انداخت .

دوباره همون ناشناس .

ناشناس :....

ادامه دارد ‌.....


اسلاید اول : لباس جیمین برای جنگل

اسلاید دوم :لباس تهیونگ برای جنگل

اسلاید سوم :لباس جیا برای جنگل

اسلاید چهارم: لباس ا.ت برای جنگل

ادامه دارد

شرایط :

۷لایک

۱۲کامنت

۴بازنشر
دیدگاه ها (۵)

رمان : رفتار سرد

اسمات ...............[منحرف ها کامنت ها]ویو تهیونگ :داشتم جی...

پارت. 33

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

سلاممم بچها اسلاید اول اتاق ا/ت تو همسر غیره منتظره هستاسلای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط