{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنـہـا مـزاحـم همیـشگـے مـاھ

تنـہـا مـزاحـم همیـشگـے مـاھ
زنــــــے بـود
کھ هـر شـب
بھ روے بـام مے آمـد
و مــردم را
بھ شـک مے انـداخـت..
...
#مہدے_اشرفے
دیدگاه ها (۱۲)

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

چکمه به چکمه، از میان شهر سوخته گذشتم...تمام شهر در آتش بود؛...

P⁵ساعت دقیقاً ۱۲ شب بود.سوآه، یورا و هاری جلوی همان ساختمان ...

از دشمنان تا عاشقان

پارت ۲۶مردی با موهای تیره روی پشت‌بام ایستاده بود.چهره‌اش را...

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

پارت ۳ ((قانون اول))

RESPECT OR DIE : پارت اول | ورود به تاریکیساعت از نیمه‌شب گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط