{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:14
سیگار را روی زمین انداخت و با لگدی از رویش رد شد و از بالکن بیرون رفت... به کت و شلوار مشکی روی تخت خیره شد.
-باید بفهمم چی تو اون کلته... کیم تهیونگ..
__________________________________________
«نیویورک، عمارت مین، 8:5 AM»
بالاخره جونگکوک از اتاق بیرون آمد و به طبقه پایین آمد.. یونگی و جیمین داشتند صحبت میکردند.. با شنیدن حرف هاشون بی صدا قایم شد.
. باید اون قرار داد امضا بشه... حتی اگه جونگکوک نخواد باید تو مجبورش کنی.
^بس کن.. جونگکوک الان با این همکاری موافقت کرده.. اگر بهش فشار نیاریم مخالفتی نمیکنه.

جونگکوک که دید بحث درمورد چیز خاصی نیست از پله ها پایین آمد.
-حاضرم.. بریم.
جیمین و یونگی رو به جونگکوک کردند.
^بلاخره اومدی..
جونگکوک پایین آمد و سمت در رفت

-تو ماشین منتظرم.. زود بیایین چون حوصله منتظر موندن ندارم

و از در خارج شد.
__________________________________________
«۸:۱۸ AM, شرکت کیم»
هر سه نفر از ماشین پیاده شدند و سمت ورودی شرکت رفتند.
وقتی وارد شدند همه کارمندان نگاهشان را به مین دادند و با احترام سر تکان دادند و سلام کردند ولی یونگی بدون هیچ توجهی سمت دفتر کیم رفت و جیمین و جونگکوک هم پشت سرش راه افتادند.
دیدگاه ها (۶)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 24صبح روز بعد...

my neighbour's friend:part8ویو جیمین:یهو یادم اومد که دکترا ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

🌹🍷...................پارت۶.................🍷🌹#معشوقه_آلفا………...

partماشین مشکی جلوی انبار قدیمی توقف کرد.کلارا از ماشین پیاد...

مافیای منقسمت سوم | «بیرون از شرکت، مدیر من نیستی»جونگکوک هم...

گل خونی پارت 51تهیونگ سری رفت سمت جونگکوک که ببینه حالش خوبع...

پارت ۲۷ 🖤به انبار قدیمی رسیدیم. هوا تاریک بود و صدای باد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط