trust me part. 14

بهم اعتماد کن
پارت چهاردهم

ʕ≧ᴥ≦ʔʕ≧ᴥ≦ʔʕ≧ᴥ≦ʔʕ≧ᴥ≦ʔʕ≧ᴥ≦ʔ

سمتش رفتمو موهاشو می کشیدم و اونم داد می کشید
-بی شعور موهام ابیییببییی ایییییی ولم کننننن
+نوچ تا تو باشی از این غلط هات نکنی
-ماها ایییی موهامو ول کن وگرنه یک کاری می کنم که....
موهاشو بیشتر کشیدم که دادش کل عمارت گرفت
+که...
-اییییییی ولم کن دختره وحشی
+ وحشی خودتی
دستمو گرفت و منو روی تخت انداخت و دستامو بالا سرم قفل کرد و روم خیمه زد
برای چنددقیقه نفسم بند امد بود و فقط به چشماش نگاه می کردم
ضربان قلبم بیشتر و بیشتر می شد که یک دفعه جیمین از روم پاشد و از اتاق بدو بدو رفت بیرون
منم توی همون حالتی که بودم موندم که بعد چند دقیقه به خودم امد
+ این چه حس مزخرفیه یعنی من عاشقش شدم
نه اصلا نمی تونم تصورش هم بکنم من و اون نههههههههههههه
کوک: بچه از دست رفت
ته: اره کاملا
سرمو برگردوندم دیدم این دوتا عین بز منو نگاه می کردن
+ از کی اینجا بودین
کوک: از جایی این چه حس مزخرفیه
+نهههههههههههههه
تهیونگ با ارزو های بالا رفته بهم نگاه می کرد
ته:شما دوتا چتون شد یک دفعه هر دوتا تون عجیب رفتار می کنی اون که به جای این که توی لیوان اب بخوره بتری رو برداشته دهنی کرد تو هم داری با خودت حرف میزنی
-چی من هی... هیچی من اوکیم هی هی😁
کوک: برو خودتو خر که بچه صورتت شده عید لبو بعدمی خوای از ما مخفی کنی
- ای بابا برین بیرون می خواد ام بخوابم
تهیونگ: خب حالا چرا وحشی میشی
- برو بیروننننننننن
کوک: باباش ببر زخمی میرم بیرون
درو بستمو هوف بلندی کشیدمو رفت و توی تخت دراز کشیدم که خوابم برد
( صبح روز بعد)
صبح از خواب پاشد مو با صورت خواب الوده یک راس رفتم توی حمام چشمامو بسته بود برا این که بازش کن چشمام رو مالید که تا چشمام رو باز کردم بدن لخت جیمین رو دیدم
+ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
هر دوتا مو جیغ زنان یک طرفی زدیم من سمت در رفتم اونم پشت پرده حمام قایم شد
+ دیوانه چرا در حمام رو نمیبندی
- چون نمیدونستم قراره یک مزاحم بیاد
و اتاقمو اشغال کنه بعدشم منم از رو عادت درو باز گذاشتم تویی که می خوای بری تو حمام چرا اهم و اوه می نمی کنی
+ مگه دستشوییه که اهم اوهم کنم تازشم کسی که توی اهم اوهم می کنه
- ولی بازم خیلی خری
+جیمین تو که از این حمام میای بیرون بعدش با من یکی طرفی
- نه اصلا نمیام هم یه جا زندگی می کنم
+حتما برای امتحان امروز می خوای ننه من جواب بده
-نظر بدی نیست به مامان زنگ بزن
+جیمیمینیننینینینینینینیننی
- شوخی کردم😂😂😂😂😂
+ کوفت بیا بیرون که دلم نمی خواد دیر برسم
-امر دیگه ای
+جیمیننینینینیننبن
- امدم وحشی نشو
+هوف از دست تو
















بمانید در خماری😁
نظر یادتون نره 😘
سعی می کنم تا دو و نیم بزارم😁
دیدگاه ها (۶)

عرررررررر

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

*[توی رستوران]— سلام بچه‌ها، خوش اومدین.— سلام.[از همه سریع‌...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

Heir of Light and Darknesspart : 21جونگ‌کوک به اسم حک‌شده رو...

~ترجمه💕✨️:🐰جونگکوک : چطوری بازی کنیم؟🐹جین : خب، ما یه دستمال...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط