روزی چارلی چاپلین

روزی چارلی چاپلین
جوکی را برای تماشگران تعریف کرد و همه خندیدند!
سپس برای بار دوم آن جوک را تعریف کرد،
این بار فقط تعدادی خندیدند!
وقتی برای بار سوم آن جوک را تعریف کرد،هیچکس نخندید ...

سپس چارلی چاپلین جملات زیبایی گفت:
اگر یک جوک نمی تواند چند بار تو را بخنداند،
چرا یک غم باید چند بار تو را بگریاند ...؟

شــب بــخــیــر ...💫
┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
دیدگاه ها (۰)

با مردِ باحوصله ازدواج کنید زیبایی، پول، جایگاه اجتماعی و خی...

وقتی لب تو خنده زد

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

قسمت بیست و شش

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

ملتی که سنگر را خالی نکردبسم الله الرحمن الرحیمدویست شب گذشت...

#حکایت_قدیمی 🍞 حکایت: نانوا و مشتِ آردروزی روزگاری، نانوایی ...

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

ا.ت روی صندلی نشست و تهیونگ روبه‌رویش ایستاد.تهیونگ :عسلم، م...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۸ آن‌ها از دروازه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط