{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی مافیا بود

وقتی مافیا بود
پارت ¹²
ویو ادمین
بریم ببینیم ته و کوک رووو
× ته
_ ها
× این مرتیکه رو.
_ عااایییش اینو میشناسم فقط بکشش
× از کجا میشناسیش؟
_ دوربین مداربسته یکی از محله ها رو دیدم داشت به یه خانم جوون ت.ج.ا.و.ز می‌کرد کسگی هووف دوست دارم خفش کنممم
× حاجی تو خودت مافیایی هاا بزرگ ترین مافیای کره مثلا
_ بله بله از تت‌ هم معلومه که بزرگ ترین مافیای کره هستی
× هووف ساکت باش بیا ببینیم آجوما چی‌ درست کرده
( علامت اجوما = )
× اوووه اجوما چیکار کردی چقدر بوی خوبی میده
= کاری نکردم که پسرم بخورین گشنه نمونین
× ولی تازه ساعت دوازده چرا اینقدر زود؟
= نمیدونم براتون درست کردم میتونین یک ساعت بعد بیاین
× نه میخورم خیلی گشنمه ته تو میخوری؟
_ آره منم خیلی گشنمه
× مرسی اجوما
= خواهش میکنم پسرم
ادمین ویو
میریم دوباره پیش لونا و ات
÷ ات من از حموم اومدم آماده شو بریم
+ اوکی الان آماده میشم
ات ویو
لباسمو پوشیدم عطر زدم موهام رو درست کردم کیفم رو گرفتم اکسسوری هام رو گذاشتم و منتظر لونا شدم
+ لوناا بیااا
÷ وایسا دارم موهام رو خشک میکنم
+ پ چرا بم گفتی آماده شممم
÷ هوووف وایسا دیگهههه
+ خااعع
ات ویو
گوشیم رو چک کردم که دیدم کوک بهم پیام داده و گفته برای شام بیام خونشون یا نه
کوک ویو
به ات پیام دادم که بیاد خونمون برای شام میخواستم ندم پیام رو ولی آخرش دادم
× ته به ات پیام دادم
_ چی‌ گفتی؟
× بیاد خونمون برای ناهار
_ نظر منو نپرسیدییییی‌؟ شیبالللللل
× خا حالا
ات ویو
بهش پیام دادم که میام
× اوووه جواب داد گف که میام
_ یه سوال
× چی‌؟
_ الان با هم فرندین؟
× آره
_ تا حالا نبوسیدیش؟
× نه
_ گاووو باید ببوسیش
× خا حالا تازه با هم آشنا شدیم
_ به هر حال
× فکرش رو میکنم
ادمین ویو
میریم پیش ات و لونا که میخواستن برای ناهار برن بیرون
÷ ات اومدم
+ بالاخره
÷ خب بریم دیگه


پارت ¹³ به زودی:)
دستام فلج شددددد
دیدگاه ها (۰)

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

پارت ۳

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

p1 ☆فاجعه ای به نام ما☆ویو راویامروز قشنگ ترین روز برایه اون...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

#برادر ناتنی من

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط