#loveing_or_hateing

#loveing_or_hateing
#Part19


_غذا خیلی خوشمزست کی درست کرده؟؟
گفتم
+منو آیان باهم درست کردیم
سولی گفت
_دستت طلا واقعا اگه پسر بودم باهات ازدواج میکردم!
جئون وقتی من گفتم که با آیان غذا رو درست کردم با یه اخم خاصی بهم نگاه می‌کرد که گفت
_مهمونی امشبه
جیمین گفت
_از ساعت چن تا چن؟
جئون گفت
_هشت تا چهار صب
گفتم
+یعنی در اون حد بی کاریم که تا چهار صب اونجا باشیم؟
جئون گفت
_میخواستی مافیا نمیشدی!
گفتم
+ایش اصلا میخوام بیام بعدشم میخوام پارتنر جیمین باشم نه پارتنر تو!
اخم جئون غلیظ‌تر شدو چشم های جیمین شروع به برق زدن کرد
جئون با عصبانیت گفت
_لازم نکرده!تو قراره با من بیای همین که گفتم!
جیمین بغض کرد منم زبون باز کردمو گفتم
+هیچکسی نمیتونه منو مجبور کنه که پارتنر تو باشم!
جئون پاشدو منو کول کرد که محکم کوبیدم تو کمرش که ولم کنه ولی نکرد
+هی عوضی دو قطبی ولم کننننن
آیان پاشد و خواست منو از دست جئون بکشه ولی زور اون کجا و زور این کجا
+ک/یری پدرسگ ح/رومزاده ولم کن
که منو برد تو اتاق و در رو قفل کرد
استغفرالله این میخواد چیکار کنه؟؟
منو گذاشت رو تخت و روم خیمه زد و گفت
_پس بهم گفتی ک/یری پدرسگ ح/رومزاده ها؟
با لکنت گفتم
+ببخشید غلط کردم فقط ولم کن برم
خمار گفت
_دختر ۲۴ ساله باکره؟هه قراره پرده‌ات رو بزنم!
هن؟؟؟این چی میگه؟؟؟
لباش رو گذاشت رو لبام و شروع کرد به مکیدن
جدا شد و گفت






منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا



خمارییییییییی

نویسنده:#اد_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت نــه 𓆪 🖤🥀جیمین چراغ قوه‌ی گوشی‌اش ر...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

پارت دو

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p45درست...به سمت همون جایی که نینا پشت پر...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

My professorChapter: 2Part: 106(بچها پارت ۱۰۶ گزارش شده بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط