{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*pov*کیونگ

*pov*کیونگ
*p11*

*پرش زمانی ب فردا شب*
ساعت ۶ونیم بود تو اتاقم بودم بلن شدم رفم حموم بعد ۱۰ مین درومدم رفم جلو اینه نشستم موهامو سشوار کردم شونه کردم بستم بالا چتریامو صاف کردم ی ارایش لایت کردمو رفم در کمدم لباسی ک دیروز خریده بودمو پوشیدم کفش ابی رنگم ک یخورده پاشنه داشتو پام کردم کیف ابی رنگم ک هم رنگ لباسم بودو برداشتم تو اینه قدی کنار تختم نگاهی ب خدم انداختم عالی شده بودم گوشیمو برداشتم زنگ زدم ب دوستم ک تازه باهاش دوست شده بودم باهم تو بار قرار گزاشته بودیم گف ک راه افتاده منم ی تاکسی گرفتمو از در عمارت رفم بیرون تاکسی اومد دنبالم رفم
..................................................................
*pov*تهیونگ

لم داده بودم رو کاناپه تلویزیون میدیدم زنگ خونه خورد اجوما رف باز کرد کوک اومد داخل نشست رو کاناپه روب رویی
کوک:امشب بریم بار
ته: واس چی
کوک:مگ نگفی میخای دنبال ی نقطه ضعف از ا/ت باشی
صاف نشستم با تعجب ب کوک خیره شدم ک کوک خنده ای کردو گف
کوک:وقتی تعجب میکنی خیلی کیوت میشی
قیافمو دباره جدی کردم
ته:حرفتو بگو
کوک: خب من بدون اینکه بهت بگم ی کاری کردم
ته:چیکار
کوک: خب من چن روز پیشا از ی برنامه شماره خاهر ا/ت ک اسمش کیونگه رو پیدا کردم بهش پیام دادم اونم جواب داد باهم دوس شدیم ولی چیزی درباره مافیا بودنمون نگفتم باهم کلی چت کردیم و امشب تو بار باهم قرار گزاشتیم منم گفتم میتونیم اینطوری ا/تو اذیت کنیم
ته:اوم خوبه من میرم حاضر شم
کوک:منم تو ماشین منتظرم
دیدگاه ها (۱۳)

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

رمان اجبار تا عشق

معرفی نامهمن سوجین یه دختر۲۳ساله من بعد پدرم بزرگترین مافیای...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط