{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زخـم ها را
بہ جـان خریدنـد
تا زخــمے
بر جانمـان ننشیند ...
غبـار غربتے ڪہ بر رویِ
سَر و رویتــــان نشستہ
توتیــــای چشمانمــــان باد
اے مردان پاڪ سرزمینـم ...
@raviankomail
دیدگاه ها (۱)

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

free from the court (p9)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

پارت اول: پشت‌بام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p96هوای سرد ساختمان متروک، نفس کشیدن رو ...

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط