{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 31

پارت 31
من : یادته تو و ارتا واسه سفرکاری رفته بودین سوئیس اما وقتی برگشتین خونتونو دزد زده بود ؟!!
تیام : اره یادمه اون موقع با هم اشنا نشده بودیم
من : دزد اون روز خونه شما ، منو سودا بودیم !
تیام : چیییییییی؟؟؟
من : خواستم قبل ازدواج بهت بگم که من یه زمانایی واسه درآوردن پول غذا و لباسامون از خونه پولدارا دزدی میکردیم
تیام : دزدی کردن خیلی دلو جرعت میخواد اصلا باورم نمیشه تو دزدی !
من : دزد نیستم..! بودم، مجبور بودیم پول نداشتیم قرض داشتیم کسیم بهمون کار نمیداد اما بعد خونه شما کلا گذاشتیم کنار
تیام : پس بگووو چرا منو میدیدی لکنت میگرفتی و میترسیدی !
من : نخیییر نمیترسیدم حالا با این حال حاضری با دزد خونت ازدواج کنی ؟
تیام : نه ..
قلبم ریخت یعنی تیام واسه اینکه قبلا دزد بودم از عشقش گذشت.. به همین سادگی ،
من : تو میخوای با امروزم زندگی کنی چیکار داری به گذشته ام ؟
تیام : خیلی کار دارم من باهات ازدواج نمیکنم !
اشک تو چشام جمع شد به هق هق افتادم
من : باشه هرجور راحتی میرم لوازمامو جمع کنم میرم خونم
تیام : سلن باور کردی ؟؟؟؟؟؟ :(
من : چیو ؟
تیام : تو زندگیه منی همه دنیای منی فک کردی واسه اینکه قبلا دزدی میکردی تا شیکم خودتو خواهرتو سیر کنی من ازت جدا میشم ؟
من : شوخی کردی باهام ؟؟
تیام : اوهوم خیلی دلم میخواست عکس العملتو ببینم بعدم شروع کرد به خندیدن
من : مرض حناق من داشتم سکته میکردم اونوقت تو میخندی
اومد دستمو گرفت منو چسبوند به دیوار تو گوشم گفت : اذیت کردنت حال داره کیف میکنم !
من : که اینطور باشه بزا ازدواج کنیم منم اذیتت میکنم هی ضرف بشوریو غذا درست کنی
لبای داغشو گذاشت رو لبام و شروع کرد به بوسیدن منم همراهیش کردم
تیام : خب خانوم خانوما دستپختت چطوره ؟؟
من : عالیهههه سودا که انگشتاشو میخورد
تیام : میدونی که من قرمه سبزی خیلی دوست دارم اما از سودا شنیدم که خرابش کردی
من : حالا یه دفعه قرمه سبزیم شده دریای روغن این سودا باید بیاد همه جا جااار بزنه !
تیام : حالا بگیر بخواب که فردا کلی کار داریم
من : باشه شب خوش
تیام : شبت شیک عسلم
رفتم بالا تو اتاق گرفتم خوابیدم .........
صبح با صدای تیام بیدار شدم
تیام : الووو سلن پاشو ابجیت منتظرته میگه بریم ارایشگاه منم جایی کار دارم میخوام برم سریع پاشو
من : مگه ساعت چنده ؟
تیام : 1
من : اوه من. تا شب باید تو ارایشگاه باشم بهش بگو زود نیس !
سودا : زود نیس درضمن دیرم شده..
من : اوفف حتما میخواد کلی کرم پودرو مزخرفات دیگه بماله به صورتم من بدمممم میاااد
تیام : من تنهاتون میزارم خدافظظظ
سودا : بیااا کجا در میری منو با این تنها نزار میکشه منو دق میده ...ببین سلن جان گلم تو کل زندگیت فقط همین امشب زیاد ارایشت میکنن
من : اوووف


#wallpaper
دیدگاه ها (۱۹)

سناریو درخواستی

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

سناریو جونگکوک

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

P19فردا دامیان:انا پاشو انیا پاشو انیا انیا انیا پاشو دیگه ب...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

رمان : قلب در تاریکی

رمان دخت من

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط