عشق آهنگین پارت 8

از زبان شدو🖤
سرم و نزدیک کردم و بوسیدمش.♥️
بهترین لحظه توی زندگیم بود.
دیگه نفس کم آوردیم و همدیگه رو رها کردیم.
وقتی به چشمای سونیک نگاه کردم بیشتر داشت میدرخشید انگار یه چیزی ازش ساتع می شد.
سونیک سرش رو برگردوند و گفت:تو واقعاً منو دوست داری؟
شدو:اره بیشتر از هر چیزی.
سونیک:ولی....
دستش رو گرفتم .
شدو:می‌دونم فکر می کنی که منم ولت می کنم اما بهت قول میدم تا وقتی که روز مرگم فرابرسه و تا وقتی که قلبم می تپه من کنارتم.
اشک از چشمان سونیک سرار زیر شد و منو محکم بغل کرد.
سونیک:خیلی دوست دارم شدو نمی خوام تو رو از دست بدم.
شدو:من بیشتر از هر چیزی تو رو دوست دارم الماس من.
دستش رو گرفتم و باهم برگشتیم خونه.
وقتی برگشتیم خونه صدای های عجیبی میومد که یه دفعه چراغ ها روش شد.
روژ:تولدت مبارک شدو علی.
اسکوروج:از کی تو سونیک دست همو گرفتین؟😏
به سونیک نگاه کردم و زود دستمون رو جدا کردیم.
روژ: خب....چرا همون جوری وایسادین ؟ بریم یکم خوش بگذرونیم!
از زبان سونیک 💙
همه داشتن از لذت می‌بردم و من و شدو هم رفته بودیم حیاط پشتی.
شدو:تو از اول میدونستی؟
سونیک:البته فکر کردی یادم رفته.
شدو:از دست تو.
سونیک:یه مدیر برنامه باید همه چیز رو درباره‌ی رییسش بدونه.
دستم رو دراز کردم و کادوی خودم رو بهش دادم.
شدو:سونیک واقعاً لازم نبود....
سونیک:حتی حرفشم نزن حالا بازش کن.
از زبان شدو 🖤
بازش کردم و دیدم.....یه گردن بند که روش اسم من حک شده.
سونیک:نظرت چیه؟
شدو:سونیک.... این واقعا خیلی قشنگه واقعاً ازت ممنونم ♥️
سونیک:خواهش میکنم♥️
شدو:خب...راستش منم باید یه چیزی بهت بدم.
جعبه رو درآوردم و به سونیک دادم.
سونیک:ولی شدو من که تولدم نیست.
شدو:می‌دونم حالا بازش کن.
از زبان سونیک 💙
بازم کردم، یه انگشتر که روش یه الماس خیلی خوشگل بود.
سونیک:....شدو... واقعاً نمی دونم چی بگم این معشره.
شدو:ولی در برابر تو هیچ چیزی نیست.
شدو دستم رو گرفت و گفت:سونیک از وقتی که تو آمدی من بیشتر از هر چیزی خوشحال ترم و اینو مدیون تو هستم ، زندگی من که فقط سیاه و سفید بود تو برام رنگیش کردی ازت ممنونم.♥️
سونیک:🥲
از زبان شدو🖤
سرم و نزدیک کردم و گونه اش رو بوسیدم و بعد لباشو♥️
شدو: واقعاً نمی دونستم بدون تو چیکار می کردم.
سونیک:منم همینطور ♥️
یه دفعه روژ سوسکی اومد.😐
روژ:خب...شما دوتا کبوتر عاشق نمی خواین بیاین.
شدو:الان میایم.
ادامه دارد....
قراره پارت بعدی عالی باشه پس آماده باشین⁦(⁠๑⁠♡⁠⌓⁠♡⁠๑⁠)⁩
دیدگاه ها (۱۰)

رومان قطره قرمز (پارت 8)

دردسر های سه روزه ( پارت ۴ )سونیک میترسید شدو رو از دست بده ...

رومان قطره قرمز (پارت اول)

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

رومان قطره قرمز (پارت 5)

رومان قطره قرمز (پارت 2)

رومان عشق پنهانی (پارت11)

رومان عشق پنهانی (پارت8)

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط