فن ساین عشق

#لیسا
رفتیم بخوابیم . البته اولش خواستیم باز بازی کنیم که ولی چون پسرا فردا فن ساین داشتن دیگه رفتیم بخوابیم #صبح
رفتیم پایین دیدم هر کی داره یه کاری میکنه .
رزی :لیسا بدو صبحانتو بخور میخوایم بریم .
_کجا ؟
رزی :نمی خوای بری خونه اماده بشی .
_اها . باش
رفتم یه 2 لقمه خوردم .رفتم حاضر شدم #رزی
سوار ماشین شدم منتظر بقیه بودم . جنی و جیسو اومدن . لیسا هم با بدو اومد .
رفتیم خونه من اول رفتم دوش گرفتم چون موهام تا خشک بشه یه 3 ساعتی طول میکشید . بعدش بقیه رفتن . موهام خشک شدن . یه آرایش ملایم کردم.
رفتم لباسمو امتحان کردم قشنگ بود (شاید عکساشون رو بزارم .)
ساعتو نگاه کردم . ساعت 7 بود . چقدر زود گذشت .
_دخترا اماده این ؟
+اره . بریم
سوار ماشین شدیم . حرکت کردیم رفتیم سمت اونجا . رسیدیم #ساعت 8ونیم
_میگم بچه ها هنذفری بلوتوثی هاتون باهاتونن ؟
جنی =اره چرا ؟
جیسو :منم باهامه حالا چرا ؟
_اینجا بد مشکوک میزنه .
لیسا =تو فن ساینیم چیش مشکوکه
_نمی دونم حالا در ارتباط باشین .
+باشه .
همشون هنذفریا رو زدن با موهاشون جلوش رو پوشوندن .
نمی دونم چرا استرس داشتم .

🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓
الان کلاس داریم کلاسم تموم بقیشو میزارم


#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۸)

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

the first lie

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

چند پارتی (درخواستی)

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

پنهان عشق

پنهان عشق

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط