End of happiness پارت(۱۰)
^شب همان روز^
بیب بیب بیب..
-الو..
=هیونگ..
-چرا صدات انقدر نگرانه جونگینا..
=هیونگ نونا پیش توعه؟
-نه…
=اومدم خونه ،نیستش..تلفنشم جواب نمیده..
-گفتی تلفنشو جواب نمیده؟..
=نه..تا تهش بوق میخوره..
-باشه قطع کن ببینم چجوری پیداش کنیم..
=باشه هیونگ..
…
{هیونجین ویو}
کجا میتونه باشه..؟
جوری با جونگین حرف زدم که نگرانش نکنم..
اما چرا خودم انقدر دلواپسم..؟
سه باز زنگ زدم به تلفنش و بار اخر حتی در دسترسم نبود..
زنگ زدم به مادر بزرگش اما اونجا هم نبود..
حتی به دوستای قدیمیشم زنگ زدم..
به پارک ساحلی ای که همیشه میرفت رفتم..
به کافه ای که دوتایی میرفتیم رفتم..
به جایی که همیشه میرفت پیاده روی رفتم..
دیگه نمیتونم..
رفتم دفتر و وارد اتاق چان شدم..
-چان هیونگ..
>سلام هیون..
-سلام هیونگ میشه یه که کاری واسم بکنی؟..
>چیشده..
-یونا تلفنشو جواب نمیده هیچ جاهم نمیتونیم پیداش کنیم..
رد تلفنشو میزنی؟…
>شمارشو بگو..
-08********
>بزار تو سیستم چک کنم..
…
>خب..طبق چیزی که سیستم نشون میده..تا نزدیکای منطقه ی اینچونه..بعد از اون گوشیش خاموش شده..
-میشه لوکیشن دقیقشو بدی؟..
>فرستادم تو اس ام اسات..
-مرسی هیونگ..
از دفتر زدم بیرونو
تا جایی که میشد سریع خودمو به لوکیشن رسوندم..
گوشیش تا اینجاها روشن بود..
حالا چی..از ماشین پیاده شدم..
وارد سوپرمارکت شدم و عکسشو تو گوشیم به فروشنده نشون دادم..
؟این خانم..یه لحظه..خانم کیم..
خانم کیم:بله..
؟این خانوم اومده اینجا؟
خانم کیم:اره..یه یکی دوساعت پیش بود…رنگش حسابی پریده بودو میلنگید..شارژر میخواست..که شارژرامونم تموم شده بود..
-متوجه نشدین کجا میخواد بره؟..
خانم کیم:ادرس بیمارستان اینچونو ازم گرفت..
-خیلی خیلی ممنونتونم..
از مغازه بیرون اومدم..
با تمام توانم دویدم سمت بیمارستان..
ترافیک بود..با ماشین میرفتم تا یه ساعت دیگه هم نمیرسیدم..
نفس زنان وارد سالن شدم..
رفتم سمت میز پرستار..
n:چجوری کمکتون کنم؟
-خانم یانگ..یانگ جی اون..
n:بزارین چک کنم..خب..ایشون توی اتاق عمل هستن..
-اتاق عمل؟مشکل چیه؟
n:نسبتتون با ایشون؟
-دوستشونم..
n:حمله ی قلبی..
-خسته نباشین..
وای..
وای..
چیکار کنم..؟
چرا همون اولش بهم زنگ نزد..
چرا..
رفتم جلوی اتاق عملو نشستم رو زمین..
یهو دیدم جونگین بدو بدو داره به سمت میاد
=هیونگ!
#استری_کیدز
#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#جونگین
#وانشات
#انهایپن
بیب بیب بیب..
-الو..
=هیونگ..
-چرا صدات انقدر نگرانه جونگینا..
=هیونگ نونا پیش توعه؟
-نه…
=اومدم خونه ،نیستش..تلفنشم جواب نمیده..
-گفتی تلفنشو جواب نمیده؟..
=نه..تا تهش بوق میخوره..
-باشه قطع کن ببینم چجوری پیداش کنیم..
=باشه هیونگ..
…
{هیونجین ویو}
کجا میتونه باشه..؟
جوری با جونگین حرف زدم که نگرانش نکنم..
اما چرا خودم انقدر دلواپسم..؟
سه باز زنگ زدم به تلفنش و بار اخر حتی در دسترسم نبود..
زنگ زدم به مادر بزرگش اما اونجا هم نبود..
حتی به دوستای قدیمیشم زنگ زدم..
به پارک ساحلی ای که همیشه میرفت رفتم..
به کافه ای که دوتایی میرفتیم رفتم..
به جایی که همیشه میرفت پیاده روی رفتم..
دیگه نمیتونم..
رفتم دفتر و وارد اتاق چان شدم..
-چان هیونگ..
>سلام هیون..
-سلام هیونگ میشه یه که کاری واسم بکنی؟..
>چیشده..
-یونا تلفنشو جواب نمیده هیچ جاهم نمیتونیم پیداش کنیم..
رد تلفنشو میزنی؟…
>شمارشو بگو..
-08********
>بزار تو سیستم چک کنم..
…
>خب..طبق چیزی که سیستم نشون میده..تا نزدیکای منطقه ی اینچونه..بعد از اون گوشیش خاموش شده..
-میشه لوکیشن دقیقشو بدی؟..
>فرستادم تو اس ام اسات..
-مرسی هیونگ..
از دفتر زدم بیرونو
تا جایی که میشد سریع خودمو به لوکیشن رسوندم..
گوشیش تا اینجاها روشن بود..
حالا چی..از ماشین پیاده شدم..
وارد سوپرمارکت شدم و عکسشو تو گوشیم به فروشنده نشون دادم..
؟این خانم..یه لحظه..خانم کیم..
خانم کیم:بله..
؟این خانوم اومده اینجا؟
خانم کیم:اره..یه یکی دوساعت پیش بود…رنگش حسابی پریده بودو میلنگید..شارژر میخواست..که شارژرامونم تموم شده بود..
-متوجه نشدین کجا میخواد بره؟..
خانم کیم:ادرس بیمارستان اینچونو ازم گرفت..
-خیلی خیلی ممنونتونم..
از مغازه بیرون اومدم..
با تمام توانم دویدم سمت بیمارستان..
ترافیک بود..با ماشین میرفتم تا یه ساعت دیگه هم نمیرسیدم..
نفس زنان وارد سالن شدم..
رفتم سمت میز پرستار..
n:چجوری کمکتون کنم؟
-خانم یانگ..یانگ جی اون..
n:بزارین چک کنم..خب..ایشون توی اتاق عمل هستن..
-اتاق عمل؟مشکل چیه؟
n:نسبتتون با ایشون؟
-دوستشونم..
n:حمله ی قلبی..
-خسته نباشین..
وای..
وای..
چیکار کنم..؟
چرا همون اولش بهم زنگ نزد..
چرا..
رفتم جلوی اتاق عملو نشستم رو زمین..
یهو دیدم جونگین بدو بدو داره به سمت میاد
=هیونگ!
#استری_کیدز
#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#جونگین
#وانشات
#انهایپن
- ۱۱.۸k
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط