تکپارتی (هیونجین)
(وقتی صبح بعد رابطه...)
صبح بلند شدی و درد خیلی زیادی اون پایین حس کردی. دلت درد میکرد و کمرت گرفته بود. به خودت نگاه کردی و دیدی لختی، هیون هم لخت کنارت خوابیده.
یادت اومد که دیشب چیشد... دیشب یه س...ک...س خیلی طولانی باهاش داشتی و بدتر از همه این بود که دیشب وقتی نمیخواستی ادامهش بدی اون به حرفات توجهی نکرد و به کارش ادامه داد و آخرش هم بخاطر خستگی خودش تمومش کرد.
توی دلت کلی بهش فحش دادی و از دستش ناراحت بودی، بعدش بلند شدی... همونطور لخت رفتی دستشویی و برگشتی تو تخت و با چشمای عصبی به اون قیافه ی خوشگل و س..ک..سی نگاه کردی، به سیکس پک هاش، به سینه هاش چشمات رفت پایین تر و زوم کرد رو دیکش... نیمه سخت بود با خودت گفتی: لعنت بهت هوانگ هیونجین که حتی توی خواب هم هورنیای.😒
کم کم هیون چشماشو باز کرد و دید داری عصبی نگاش میکنی: صبح بخیر عشقم
ا.ت:.......
هیون: هی هی هی بیا بغلم ببخشید ولی دیشب خیلی خواستنی و تحریک کننده بودی نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم، باشه؟ ببخشید نمیدونم چطوری قانعت کنم ولی لطفا قهر نباش
ا.ت: (برمیگردی و پشتتو بهش میکنی)
(اون از پشت کمرتو بغل میکنه و میچسبونتت به خودش و خیلی س..ک..سی بدنای لختتون به هم میخوره و میتونی دیکش رو که به رونت میخوره و سفت شده رو حس کنی، میدونی که داره خودشو کنترل میکنه.)
(قصد داشتی نسبت به بغلش هیچ واکنشی نشون ندی ولی اون دقیقه جایی از شکم و کمرتو بغل کرد که خیلی درد میکرد و باعث شد یهو از بغلش بیای بیرون و ناله کنی)
ا.ت: آییییی، آخخخخ
هیون با تعجب و شوک: چی چیشد؟ چیکار کردم؟
ا.ت: آخ درد میکنه... دلم... کمرم... همه جام!
(هیون همونطوری لخت بلند میشه میره قرص و آب میاره واست)
هیون: ببخشید... قول میدم دفعه ی بعد نادیدهت نگیرم... حالا راستشو بگو صادقانه اعتراف کن که خیلی دیشب بهت حال داد مگه نه؟
تو لپات گل میندازه و قرمز میشه از خجالت از اینکه چهرت داره بجای تو اعتراف میکنه، اون لپتو میکشه و میگه: مثل اینکه خیلی خیلی زیاد به یه نفر خوش گذشته، مگه نه؟
ا.ت: نخیرم من الان ناراحت و عصبیم
(اون با حالت س..ک..سی و یه چشمک خوشگل)هیون: ببین عزیزم مشکلی نیست که نتونیم روی تخت حلش کنیم اگه مشکلی هست بگو تا باهم حلش کنیم اصلا میخوای خودت انتقامتو ازم بگیری؟
ا.ت: نخیرم نمیخوام... من فقط میخوام دفعه ی بعد انقدر جینی ی احمقی نباشی.
هیون: باشه قول میدم(سرتو بوس میکنه) خیلی خب پاشو بریم حموم(بعد بلندت میکنه و میبرتت حموم و کل روز رو لوست میکنه و اینطوری از دلت در میاره)
خب نظرتون چیه؟
به عنوان تکپارتی که باهاش شروع کردم چطوره؟
خوشتون اومد؟
صبح بلند شدی و درد خیلی زیادی اون پایین حس کردی. دلت درد میکرد و کمرت گرفته بود. به خودت نگاه کردی و دیدی لختی، هیون هم لخت کنارت خوابیده.
یادت اومد که دیشب چیشد... دیشب یه س...ک...س خیلی طولانی باهاش داشتی و بدتر از همه این بود که دیشب وقتی نمیخواستی ادامهش بدی اون به حرفات توجهی نکرد و به کارش ادامه داد و آخرش هم بخاطر خستگی خودش تمومش کرد.
توی دلت کلی بهش فحش دادی و از دستش ناراحت بودی، بعدش بلند شدی... همونطور لخت رفتی دستشویی و برگشتی تو تخت و با چشمای عصبی به اون قیافه ی خوشگل و س..ک..سی نگاه کردی، به سیکس پک هاش، به سینه هاش چشمات رفت پایین تر و زوم کرد رو دیکش... نیمه سخت بود با خودت گفتی: لعنت بهت هوانگ هیونجین که حتی توی خواب هم هورنیای.😒
کم کم هیون چشماشو باز کرد و دید داری عصبی نگاش میکنی: صبح بخیر عشقم
ا.ت:.......
هیون: هی هی هی بیا بغلم ببخشید ولی دیشب خیلی خواستنی و تحریک کننده بودی نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم، باشه؟ ببخشید نمیدونم چطوری قانعت کنم ولی لطفا قهر نباش
ا.ت: (برمیگردی و پشتتو بهش میکنی)
(اون از پشت کمرتو بغل میکنه و میچسبونتت به خودش و خیلی س..ک..سی بدنای لختتون به هم میخوره و میتونی دیکش رو که به رونت میخوره و سفت شده رو حس کنی، میدونی که داره خودشو کنترل میکنه.)
(قصد داشتی نسبت به بغلش هیچ واکنشی نشون ندی ولی اون دقیقه جایی از شکم و کمرتو بغل کرد که خیلی درد میکرد و باعث شد یهو از بغلش بیای بیرون و ناله کنی)
ا.ت: آییییی، آخخخخ
هیون با تعجب و شوک: چی چیشد؟ چیکار کردم؟
ا.ت: آخ درد میکنه... دلم... کمرم... همه جام!
(هیون همونطوری لخت بلند میشه میره قرص و آب میاره واست)
هیون: ببخشید... قول میدم دفعه ی بعد نادیدهت نگیرم... حالا راستشو بگو صادقانه اعتراف کن که خیلی دیشب بهت حال داد مگه نه؟
تو لپات گل میندازه و قرمز میشه از خجالت از اینکه چهرت داره بجای تو اعتراف میکنه، اون لپتو میکشه و میگه: مثل اینکه خیلی خیلی زیاد به یه نفر خوش گذشته، مگه نه؟
ا.ت: نخیرم من الان ناراحت و عصبیم
(اون با حالت س..ک..سی و یه چشمک خوشگل)هیون: ببین عزیزم مشکلی نیست که نتونیم روی تخت حلش کنیم اگه مشکلی هست بگو تا باهم حلش کنیم اصلا میخوای خودت انتقامتو ازم بگیری؟
ا.ت: نخیرم نمیخوام... من فقط میخوام دفعه ی بعد انقدر جینی ی احمقی نباشی.
هیون: باشه قول میدم(سرتو بوس میکنه) خیلی خب پاشو بریم حموم(بعد بلندت میکنه و میبرتت حموم و کل روز رو لوست میکنه و اینطوری از دلت در میاره)
خب نظرتون چیه؟
به عنوان تکپارتی که باهاش شروع کردم چطوره؟
خوشتون اومد؟
- ۱۲.۷k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط