رمان
عشق پنهان(پارت۴)
~: هرکاری
♡: اوهوم
~: خودت خواستیا
♡: باشه بابا
~: ساعت هشت شب به این ادرس بیا(توضیح دادن ادرس)
♡: باشه میرم فقط به شوگا نگو
~: کاری رو هم که مخوان بکن تا نگم
♡: چه کاری
~: اونجا بهت میگن
♡: کی بهم میگه
~: ایگووو خیلی سوال میپرسیااا
♡: 😜😜😜
~: بزنیش چل تا تیکه شه
♡:(خنده هایی که میگه دلت میاد)
~: حالا ولش کن یادت نره باش
♡: باشه
~: هرکاری
♡: اوهوم
~: خودت خواستیا
♡: باشه بابا
~: ساعت هشت شب به این ادرس بیا(توضیح دادن ادرس)
♡: باشه میرم فقط به شوگا نگو
~: کاری رو هم که مخوان بکن تا نگم
♡: چه کاری
~: اونجا بهت میگن
♡: کی بهم میگه
~: ایگووو خیلی سوال میپرسیااا
♡: 😜😜😜
~: بزنیش چل تا تیکه شه
♡:(خنده هایی که میگه دلت میاد)
~: حالا ولش کن یادت نره باش
♡: باشه
- ۳.۰k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط