عشق خون آشام
عشق خون آشام
قسمت دهم
من نگاهی به ملینا انداختم که دیدم هنوز خوابه صداش نزدم
از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت اسکله چند دقیقه که گذشت
تو فکر بودم که صدای پا شنیدم حدس زدم ملینا س درست بود
با صدای بوغ کشتی بیدار شدم به دور و برم نگاه کردم دیدم
تو بندریم و جونگ مینم رفته بود کنار دریا من از ماشین پیاده
شدم و رفتم طرف جونگ مین همین که صدای پام و شنید یه
دفعه برگشت سَمتم و گفت :
جونگ مین : بیدار شدی ؟
ملینا : آره همه جام درد میکنه . کشتی هنوز نیومده ؟
یه کم اونجا وایسادیم که کشتی بعد از 20 دقیقه اومد
از بس که وایساده بودم پاهام درد گرفته بود و
لنگون لنگون اومدم تا دم ماشین جونگ مین هم دید
یه کم طول کشید تا کشتی بیاد ملینا م خیلی رو پاش
وایساده بود موقع برگشت به زود پاهاش و دنبالش
میکشوند ، منم کمکش کردم سوار ماشین بشه
من اینجوری راه میرم کمک کرد بشینم تو ماشین
جونگ مین : وقتی رفتیم تو کشتی رو زخمات پماد
میزنم تا یه کم دردش کم بشه . وقتی ماشین روی
عرشه جاگیر شد از ماشین پیاده شد و به من کمک
کرد تا پیاده بشم و از تو صندوق عقب ماشین سبد
خوراکی ها رو برداشت و با هم رفتیم جلو کشتی
رو عرشه یه کم شلوغ بود و به سختی جایی برای
نشستن پیدا کردیم جونگ مین میخواست رو زخمام
پماد بزنه که من نذاشتم و یواشکی دَم گوشش گفتم:
ملینا :حالا وقت گیرآوردی؟تو این جا تنگی ، بذار بعد .
حدودا" یکی دوساعت بعد رسیدیم به جزیره Gegu
سبد و برداشتم و داشتم میرفتم که جونگ مین سبد
و گرفت و با شوخی گفت :
وقتی نزدیک شدیم ملینا سبد و برداشت و رفت
ماشین منم خواستم یه کم با شوخی کنم .
جونگ مین : تونمیخواد بیاری با این پای لنگت و
تندی رفت طرف ماشین و سوار شد منم سرجام
میخکوب شده بودم و هی داشتم حرص میخوردم
دلم میخواست با همین دستام تیکه پارش کنم دیدم
جونگ مین داره با دست اشاره میکنه که سوار
ماشین بشم منم رفتم و سوار شدم تو دلم گفتم
ملینا : اگه یه کلمه حرف بزنه من میدونم و اون .
من ساده رو بگو که بعد از اون کار، که کرد و
من و اونجا با این همه ترس و اضطراب تو اون
شرایط گذاشت وغیبش زد دارم باش میرم تفریح
دیونم دیگه واقعا" دیونم همینجور که تو فکر بودم
دیدم جونگ مین یه جایی دم در یه باغ وایساد و
نا خواسته به فکراش گوش کردم هم ناراحت شدم
هم خندم گرفته بود انگار خیلی از دست من عصبانیه
زنگ در و زد و زود در باز شد من با تعجب گفتم :
ملینا : مگه نمیریم هتل اینجا مال کیه انگاری ویلاس
بیا بریم یه جای دیگه اینجا کرایه ش خیلی میشه و
میخواستم برگردم سمت ماشین جونگمین با لبخند گفت
وقتی رسیدیم ویلامون رفتم زنگ زدم قیافه ملینا دیدنی
بود فکر کرده بود من اینجا رو کرایه کردم .
جونگ مین : نگران نباش اینجا مال خانواده خودمونه
و سوار ماشین شدیم و کلی وقت رفتیم تا به ساختمون
اصلی رسیدیم که جلو در چندتا مرد و زن منتظر ما بودن
طبق معمول سرخدمتکار خانم مین و خدمه اومده بودن
استقبال با اینکه اینجا برای ملینا ممکنه خطرناک باشه
ولی دلم میخواست بیارمش اینجا باید خیلی مواظبش باشم.
قسمت دهم
من نگاهی به ملینا انداختم که دیدم هنوز خوابه صداش نزدم
از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت اسکله چند دقیقه که گذشت
تو فکر بودم که صدای پا شنیدم حدس زدم ملینا س درست بود
با صدای بوغ کشتی بیدار شدم به دور و برم نگاه کردم دیدم
تو بندریم و جونگ مینم رفته بود کنار دریا من از ماشین پیاده
شدم و رفتم طرف جونگ مین همین که صدای پام و شنید یه
دفعه برگشت سَمتم و گفت :
جونگ مین : بیدار شدی ؟
ملینا : آره همه جام درد میکنه . کشتی هنوز نیومده ؟
یه کم اونجا وایسادیم که کشتی بعد از 20 دقیقه اومد
از بس که وایساده بودم پاهام درد گرفته بود و
لنگون لنگون اومدم تا دم ماشین جونگ مین هم دید
یه کم طول کشید تا کشتی بیاد ملینا م خیلی رو پاش
وایساده بود موقع برگشت به زود پاهاش و دنبالش
میکشوند ، منم کمکش کردم سوار ماشین بشه
من اینجوری راه میرم کمک کرد بشینم تو ماشین
جونگ مین : وقتی رفتیم تو کشتی رو زخمات پماد
میزنم تا یه کم دردش کم بشه . وقتی ماشین روی
عرشه جاگیر شد از ماشین پیاده شد و به من کمک
کرد تا پیاده بشم و از تو صندوق عقب ماشین سبد
خوراکی ها رو برداشت و با هم رفتیم جلو کشتی
رو عرشه یه کم شلوغ بود و به سختی جایی برای
نشستن پیدا کردیم جونگ مین میخواست رو زخمام
پماد بزنه که من نذاشتم و یواشکی دَم گوشش گفتم:
ملینا :حالا وقت گیرآوردی؟تو این جا تنگی ، بذار بعد .
حدودا" یکی دوساعت بعد رسیدیم به جزیره Gegu
سبد و برداشتم و داشتم میرفتم که جونگ مین سبد
و گرفت و با شوخی گفت :
وقتی نزدیک شدیم ملینا سبد و برداشت و رفت
ماشین منم خواستم یه کم با شوخی کنم .
جونگ مین : تونمیخواد بیاری با این پای لنگت و
تندی رفت طرف ماشین و سوار شد منم سرجام
میخکوب شده بودم و هی داشتم حرص میخوردم
دلم میخواست با همین دستام تیکه پارش کنم دیدم
جونگ مین داره با دست اشاره میکنه که سوار
ماشین بشم منم رفتم و سوار شدم تو دلم گفتم
ملینا : اگه یه کلمه حرف بزنه من میدونم و اون .
من ساده رو بگو که بعد از اون کار، که کرد و
من و اونجا با این همه ترس و اضطراب تو اون
شرایط گذاشت وغیبش زد دارم باش میرم تفریح
دیونم دیگه واقعا" دیونم همینجور که تو فکر بودم
دیدم جونگ مین یه جایی دم در یه باغ وایساد و
نا خواسته به فکراش گوش کردم هم ناراحت شدم
هم خندم گرفته بود انگار خیلی از دست من عصبانیه
زنگ در و زد و زود در باز شد من با تعجب گفتم :
ملینا : مگه نمیریم هتل اینجا مال کیه انگاری ویلاس
بیا بریم یه جای دیگه اینجا کرایه ش خیلی میشه و
میخواستم برگردم سمت ماشین جونگمین با لبخند گفت
وقتی رسیدیم ویلامون رفتم زنگ زدم قیافه ملینا دیدنی
بود فکر کرده بود من اینجا رو کرایه کردم .
جونگ مین : نگران نباش اینجا مال خانواده خودمونه
و سوار ماشین شدیم و کلی وقت رفتیم تا به ساختمون
اصلی رسیدیم که جلو در چندتا مرد و زن منتظر ما بودن
طبق معمول سرخدمتکار خانم مین و خدمه اومده بودن
استقبال با اینکه اینجا برای ملینا ممکنه خطرناک باشه
ولی دلم میخواست بیارمش اینجا باید خیلی مواظبش باشم.
- ۱۰.۸k
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط