{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پ۱۲ف۴ +من دختریم ک دوبار نامزدی کردم ی بار توی سن ۱۵ سالگ

پ۱۲ف۴ +من دختریم ک دوبار نامزدی کردم ی بار توی سن ۱۵ سالگی کلی مقاومت کردم گفتم نمیخوام سنشو بهونه کردم گفتم ۱۸ سال از بزرگ تره و ولی کم آوردم ی هفتع باهاش نامزدی بودم و گفتم نمیخوام گفتن چرا گفتم عیبش فلانه و بستان نامزدیمو بهم زدم چندماه بعد ب عقد ی نفر ک ۳ ازم بزرگ تر بود در آورد حرفی نداشتم بگم نتونستم بگم چ عیبی داره ۳ سال نامزدی بودم تا اینک ی شب اینقد مست کردم و تصادف کرد میدونستین اینقد فحش و دری وری و کتک و تهمت ازش خوردم ک با خبر مرگش خوشحال شدم اونجوری آدمی نبودما ولی با مردنش حس آزادی کردم خیلی رفتارای زشت باهام داشت نتونستم ب اون خانواده بگم بعد مرگش قضیه خانواده واقعیمو فهمیدم اینقد از شهر فراری بودم ک وقتی مهرداد گفت فردا میاد دمبالم خودم اومدم شیراز پیش میلاد با میلاد و شما و هم تیمیاتون اومدم اینجا از شما بدم نمیاد ولی شما رو مث داداشام میبینم ببخشید آقا رضا من کلی سختی کشیدم اینارو من حتی ب خانواده ایی ک بزرگمم کردن هم نگفتم دیگ چ برسه ب خانواده واقعیم بین خودمون باشه من برا اینک از دلتون در بیارم بخاطر جوابم ن ب شما ی کادو گرفتم ی گردنبنده امیدوارم منو ببخشین علیاری هیچی نگفت و هدیه رو گرفت پاشیدم و رفتیم بیرون علیاری با خنده گفت _مامان خانم کمندانی حرفاشون رو ب من زدن میگن زن فوتبالیست نمیشم ی دونه فوتبالیست دارن بسه هههه دیگ رفته زحمت کنیم پاشدن رفتن
دیدگاه ها (۰)

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

رمان اجبار تا عشق

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط