black flower (p ,1)

black flower (p ,1)

جونگکوک گفت: هربار که به جئون جونگ کوک فکر می کنم حالت تهوع می گیریم.... اون صورت گرد پر از جوش های قرمز و کک مک عینک بزرگ ته استکانی با دسته ی شکستش که چشم های عسلی رنگش رو میپوشونه لباسهای کهنه و کثیفی که معلوم نیست چند ساله میپوشه و آخرین بار کی شسته شدن.... خدای من واقعا حال بهم زنه.

بهترین دوستش کیم جونگین پوزخند زد و لب زد.

داداش اونقدرم که تو فکر میکنی زشت نیست احتمالا بازم به اینکه نمره هاش بهتر از تو شده حسادت می کنی.

غذا توی گلوی جونگکوک پرید.

چی؟! اصلا می فهمی چی داری میگی؟ من به اون زشت حسودیم شده؟! امکان نداره


جونگین شونه هاشو بالا انداخت و ادامه داد.

جونگکوکی داداش واقعیت رو قبول کن تو به تهیونگ حسادت
می کنی اون بتای زشت کاپیتان تیم اسکواش کالجه با اینکه دو سال از ما کوچیکتره و باید سال آخر دبیرستان باشه باهامون تو یه کلاس درس می خونه و همیشه بهترین نمره ها رو میگیره و از همه مهم تر یه دوست دختر خوشگل و هات داره که همه آرزشو دارن.

جونگکوگ ناخود آگاه دستاشو مشت کرد و از زیر دندونای بهم چفت...
دیدگاه ها (۵)

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

Why Did I Fall in Love with You? P¹⁵ | ویو خونهدوهی با عصبان...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

وقتی که دیگه برات مهم نیستم

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

سناریو جونگکوک

Why Did I Fall in Love with You?P⁷صدای بلندی توی سالن پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط