من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود!

من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
سر نه چیزیست که شایسته پای تو بود/
ذره‌ ای در همه اجزای من مسکین نیست/
که نه آن ذره معلق به هوای تو بود/
تا تو را جای شده ای سرو روان در دل من/
هیچکس می نپسندم که به جای تو بود/
خوش بود ناله دل سوختگان از سر درد/
خاصه دردی که به امید دوای تو بود/
به وفای تو که گر خشت زنند از گل من/
همچنان در دل من مهر و وفای تو بود/
پادشاهیش همین بس که گدای تو بود/
دیدگاه ها (۴)

پیمان نقره ای

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

اشعار حضرت سعدی شیرازی

اجرای زیبا و دلنشین #حسینعلی_شبانپور؛ پیرمرد بادیه نشین که...

من چه درپای توریزم که خورای توبود؟سر نه چیزیست، که شایسته پا...

بگیر دست من افتاده را که در ره عشقبه پای صدق به سر می‌برم وف...

ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دلگر درین حلقه نباشد وای دلهر که را...

ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دلگر درین حلقه نباشد وای دلهر که را...

ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دلگر درین حلقه نباشد وای دلهر که را...

من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط