مافیا خشن من پارت 5 🖤

مافیا خشن من پارت 5 🖤



ات ویو
داشتم آروم گریه میکردم سکوت سنگینی بینمون بود که اون پسره ( منظورش کوکه) سکوت رو شکست
کوک = بهتره دست از گریه کردن برداری چون هیچی درست نمیشه اسمت چیه
ات= ات( با هق هق)
کوک = هممم منم جونگ کوکم کوک صدام میکنن البطه فقط دوستام تو باید ارباب صدام کنی از این به بعد هم خدمتکار شخصی من هستی
ات = واسه چی باید ارباب صدات کنم بعدشم من خدمتکار ت میشم
کوک = هه انگار نمی دونی داری با بزرگ ترین مافیا جهان حرف میزنی نه ( با پوزخند)
ات =( با لکنت) چ چی
کوک = پس خانوم کوچولو بهتره دهنت رو ببندی و هر کاری میگم انجام بدی
دیگه حرفی بینمون رد بدل نشد خیلی ازش میترسیدم رسیدم عمارت
کوک = پیاده شو
ات = باشه
رفیتم تو وای عجب عمارت بزرگ قشنگی هست
کوک = از فردا کارت شروع میشه فردا بیا اتاقم تا قوانین رو بهت بگم
ات = خیلی خب
کوک = چشمتو نشنیدم از این به بعد باید بگی چشم
ات =چشم
کوک = چشم چی؟
ات = چشم ارباب ( باحرس)
کوک = آفرین اجوما اتاقش رو نشون بده
اجوما = چشم ارباب
اجوما = دخترم بیا
ات = باشه
اجوما منو برد تو اتاق
اجوما = خوب عزیزم امروز استراحت کن از فردا کارت شروع میشه
ات= باشه خیلی ممنون
اجوما رفت منم رفتم یک لباس راحتی پوشیدم ( اسلاید 2) وگرفتم خوابیدم


اسلاید 2 لباس راحتی ات
دیدگاه ها (۳۲)

پارت ۷

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت دوازدهم دکتر حدود چهل مین اومد دکتر ( جین )در حال معای...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط