از قلب پرسيدم:

از قلب پرسيدم:
چه کنم وقتى دلم تنگ است و دستم کوتاه و جفای یار میبینم؟
قلب گفت:
ببین کار من خون رسانى به بدنه،
از من دری وری نپرس..!(wink)
دیدگاه ها (۳)

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

صبح روز بعد، وقتی بیدار شدم، مایکی کنار پنجره ایستاده بود.پی...

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

چند پارتی (درخواستی)

رمان سومپارت دهم 😳بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> د...

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دیده ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

💜 : من الان دارم فلوت زدن یاد می‌گیرم، میخواین گوش بدین؟🐻 ...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط