دلم به حال پسرک سوخت! وقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزن.

دلم به حال پسرک سوخت! وقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزن... خندید و گفت: خیالت راحت مثل روزگارم سیاهش میکنم! به یاد نیازمندان باشیم
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

ترکم نکن

برده عمارت جئون

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

خواستم بگم ۵ روز دیگه سالگرد سولیه

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت 42 | دوباره کنار همیک سال گذشت...آرا حالا خیلی تغییر کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط