{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 42 | دوباره کنار هم

پارت 42 | دوباره کنار هم

یک سال گذشت...

آرا حالا خیلی تغییر کرده بود.

دیگه فقط یه دختر با استعداد نبود؛ حالا کسی بود که برای هدف‌هاش تلاش می‌کرد و بقیه هم به کارهاش توجه می‌کردن.
اون روز، بعد از مدت‌ها دوباره به شهر برگشت.

وقتی جلوی شرکت رسید، کمی استرس داشت.
ـ نکنه همه چیز عوض شده باشه...

اما همین که وارد شد، صدای آشنایی شنید.

ـ خانم طراح!

آرا برگشت.

تهیونگ با لبخند بزرگ به سمتش می‌اومد.

ـ بالاخره برگشتی!

آرا خندید.

ـ دلم براتون تنگ شده بود.

جیمین هم نزدیک شد.

ـ ببین کی بزرگ شده!

آرا با شیطنت گفت:

ـ یعنی قبلاً کوچیک بودم؟

تهیونگ خندید.

ـ معلومه

همه خندیدند.
چند دقیقه بعد، آرا وارد اتاق جونگ‌کوک شد.

جونگ‌کوک پشت میزش بود.

وقتی سرش رو بلند کرد، چند لحظه فقط نگاهش کرد.

ـ برگشتی.

آرا لبخند زد.

ـ آره.

چند ثانیه سکوت بینشان افتاد.

جونگ‌کوک متوجه شد آرا چقدر تغییر کرده.

اعتمادبه‌نفسش بیشتر شده بود.

اما هنوز همان لبخند گرم گذشته را داشت.

ـ کلاس‌ها چطور بود؟

آرا شروع کرد با هیجان تعریف کردن.

از طراحی‌ها، تجربه‌های جدید و چیزهایی که یاد گرفته بود.

جونگ‌کوک با دقت گوش می‌داد.

مثل همیشه...

اما این بار یک حس متفاوت داشت.

دیدن اینکه آرا راه خودش را پیدا کرده بود، باعث افتخارش می‌شد.

آرا قبل از رفتن گفت:

ـ اها راستی... مرسی که همیشه همراهم بودی.

جونگ‌کوک آرام جواب داد:

ـ چون می‌دونستم موفق میشی.

آرا لبخند زد.

هردوشون میدونستند چیزی بینشون تغییر کرده.

ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بچها مریض شدم این چند روز هر روز فعلا یک پارت اپ میکنم.
احساس میکنم مثل فیک قبلی خوب نمینویسم.
خیلی بد شده اگه میشه بگید که مشکلاتش رو برطرف کنم 🤍🩷
دیدگاه ها (۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط