{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یوجین

اهنگ مشترکمون علاوه بر اینکه دنیا رو زیر و رو کرد قلب منم زیر و رو کرد!
یوجین/ا.ت
P:3

تحمل کردن؟ اره باید این شرایط کوفتی رو تحمل میکرد..
انتظار کشیدن؟
انتظار کشیدن برای کی؟!
شاهزاده سوار بر اسب؟
فرشته نجات؟!
کشیدن برای برگشت دوباره اعضاشون..
حداقل اونا الان براش مثل فرشته های نجات بودن..
البته مطمئن نبود که با برگشت اونا همچی برمیگرده به روال قبل اما خب اون موقع میدونست که دیگه تنها نیست..
وارد اتاق تمرین شد و بعد از عوض کردن لباساش برگشت..
اهنگ رو پلی کرد و شروع به تمرین کرد..
با دقت بالایی حرکت میکرد..
پاهاش رو با دقت بالا و منظم حرکت میداد..
هماهنگی که بین اندام های بدنش داشت باعث میشد دنس هایی که انجام میده به طرز غیرمنظرهای هرکسی رو محو خودش کنه..
اون نظمی که بین انجام حرکاتش داشت اون رو بینظیر تر و بی نقص تر نشون میداد و هرکسی رو وادار میکرد تا اونو تماشا کنه..
غرق تمرین بود که با صدای منیجرش به خودش اومد..
اون اینحا بود اما برای چی؟
ا.ت که همین الان اومده بود و بدون اینکه بشینه داشت تمرین میکرد..
پس موضوع چیبود؟

منیجر: ا.ت
-باید بیای اتاق رییس اون کارت داره!
ا.ت: چیزی شده؟
منیجر: نمیدونم
-اما به نظرم خیلی عصبانی میمومد
-مراقب باش
ا.ت: خیلی خب

باز چیکار کرده بود که اون عصبی شده بود؟
تا جایی که یادش میومد کاری نکرده بود که باعث عصبانیت اون بشه..
بهرحال بیخیال افکارش شد و از اتاق تمرین بیرون رفت..
به سمت اتاق جی‌وای.پی رفت و وقتی رسید در زد و بعد از دریافت اجازه ورود در رو باز کرد و وارد شد..

جوپ: تو چطور جرئت کردی با ابروی منو کمپانی بازی کنی هااا(داد)
ا.ت: ببخشید قربان ولی اخه مگه من چیکار کردم؟
جوپ: چیکار کردی؟
-مگه چیکار کردی؟
-تو با ابروی کمپانی با ابروی من بازی کردی دختره احمق
-به چه حقی با یوجین اندابل رفتی سرقرار؟؟؟

با یوجین رفته بود سرقرار؟
ولی اخه اونا که همو دیروز خیلی اتفاقی دیدن..
ولی جی‌وای‌پی چطور متوجه این قضیه شد؟

ا.ت: قربان دارید اشتباه میکنید من با کسی نرفتم سرقرار!
جوپ: پس اون عکسا چی بودن؟
-دیروز تو اون سوپرمارکت..!
-یادت نیومد؟

جوپ با کنترلی که رو میزش بود تلویزیونی که به دیوار نصب شده بود رو روشن کرد و عکس هایی رو بهش نشون داد..
عکس خودش و یوجین!
اما این عکسا که برای دیروز بود!
ولی چطور ممکن بود..!
دیروز که بجز یوجین و ا.ت و فروشنده پیر اپن مغازه کس دیگهای اونجا نبود!
پس...پس حتما شخصی از بیرون ازشون عکس گرفته ولی واسه چی؟
چرا این مردم انقدر بی انصافن؟
چرا از درد کشیدن دیگران لذت میبرن؟
چرا از خرد شدن دیگران لذت میبرن؟
شاید چون انسانن و اگه اینکارارو نکن انسانیت نکردن!

جوپ: خیلی خب چه توضیحی برای این داری؟
ا.ت: حتی اگر توضیح هم بدم شما بازم حرفم رو باور نمیکنید پس برای چی باید بگم؟
جوپ: ا.ت تو-
ا.ت: مگه دروغ میگم قربان؟
-من حتی اگه حقیقت هم بهتون بگم شما بازم توجهی نمیکید و کار خودتون رو میکنید
-درسته که برای رسیدن به اینجا کلی تلاش کردم اما اگه میخاید اخراجم کنید و بزارید برم!
جوپ: بری؟
-من الکی برات پول خرج نکردم که اینحا برگردی بگی اخراجم کن میخام برم(داد)

میدونید...دیگه برام مهم نبود که چه اتفاقی میفته..
تو این مدت بقدری عذاب کشیده بودم که باعث بشه از همچی بگذرم..!
واسم نبود که دیگه بتونم به رویای محبوبیت جهانی برسم یا نه..
الان هیچی بران مهم نبود..
دلم نمیخاست یوجین بخاطر من تو دردسر بیفته!

ا.ت: اگه قراره با داد حلش کنیم منم بلدم داد بزنم(کمی داد)
-تا الان هیچی نگفتم و شما هرکازی که خواستید باهام کردین ولی از الان به بعد دیگه ساکت نمیشینم
-قربان!
-لطفا مراقب طرز حرف زدنتون باشید میدونید که میتونم چیکار کنم؟
جوپ: تو الان داری منو تهدید میکنی؟!
ا.ت: این تهدید نیست قربان این یه هشداره!
-دارم هشدار میدم که اگه به رفتاراتون ادامه بدید و مشکلی برای اقای یوجین ایجاد کنیدمن کاری میکنم که ابروی این کمپانی و شما بیشتر از اینی که هست بره!
جوپ: خیلی خب
-حرف بزن
-اگه انقدر باهوشی بگو برای این گندی که بالا اوردی باید چیکار کنیم؟
ا.ت: مگه شما دنبال پول و سودتون نیستین؟
-میتونیم اینکارو بکنیم که هم شما سود و درامدتون رو نگه دارید هم ما یه نفس راحت از دست شماها بکشیم
جوپ: حرفتو بزن و انقد طفره نرو!
ا.ت: کارای یه اهنگ مشترک با یوجین رو هماهنگ کن
-این به نعفته
-درمورد اون عکسا هم اگه جایی پخش شده باشه میتونید بگید که ما برای اهنگ مشترکمون به اونجا رفتیم
جوپ: خیلی خب!
-قبوله

ویو یوجین
امروز همراه پسرا رفتیم کمپانی موقعی که داشتیم تمرین میکردیم یکی از استف ها اومد تو اتاق و گفت برم پیش رئیس..
دیدگاه ها (۲)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

تکپارتی جونگ کوک

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط