{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛

چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت

در حالی که گویی ایستاده بودم ،

چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد

در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،

دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد "می شود"

و اگر نخواهد "نمی شود"

به همین سادگی ...

کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم

فقط او را می خواندم و بس ...
دیدگاه ها (۶)

:-)

دنیای ما پر از دست هایی است که خسته نمی شوند از نگه داشتن نق...

خدایا حجم دلتنگی هایم وسیع استو پر و بالم بسته...اینگونه بگو...

گفتم گرفتارم خدا گفتی که آزادت کنمگفتم گنه کارم خدا ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

مرد بی رحم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

مرد بی رحم

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۲

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط