عشق در نگاه اول....

عشق در نگاه اول....


پارت ۱۸🪄


که از یقش گرفته شد و به دیوار کوبیده شد چشاش کامل بسته بود و میلرزید...

×یااا چشماتو باز کن
_نهههه ولم کن میخوام برم
×عمرا باز کن تا برم
_نهههه
×باش پس تا فردا همینجا میمونیم
_نهههه ایییی باش

یه زره از چشماشو باز کرد کمی تار بود برای همین یکم دیگه هم باز کرد که با چهره ی جاذاب یونگی اعظم روبه‌رو شد...

_امممم خو باز کردم میشه یه زره بری اونور
×نچچچ
_اهههه خدا خو باز کردم دیگه بزار برم

که دست خیسی رو روی باسنم حس کردم وایسا وادهلللل...

_دس..دستت رو بردار
×من دستم جایی نیس که بردارم
_واییییی بردار دستتو خیسه

دستش رو از شلوار جیمین رد کرد و به باکسرش رسید....

_اهههه نکن سرده
×خوشت اومده هممم

یونگی به سمت گوشش رفت و زیر گوشش زمزمه کرد...

×الان خیلی سک...سی به نظر میای دلم نمیخواد دست هیچی بهت بخوره تو فقط مال منی هممم(بمممم)
_م...من اه اهه دس‌...ستت رو بردار لطفا(از شدت تحریکی قرمز شده)
×نظرت چیه یکم دیگه پایین تر برم هممم(بم)
_اههه یونگی نکن

دست یونگی داشت پایین و پایین تر میرفت و از باکسرش رد کرد و لای باسنش قرار داد...

_امممم اهه ن..کن
×اهههه چه خیس شدی
_امم اههه

انگشتش رو روی ورودیش گذاشت و کمی فشار داد...

_اههههه نکن
×خیلی سکشی شدی امگای دل فریب من
_امممم

که در زده شده(ریدم به احوال زیباتان🤣🫵)

ویو جیهوپ...
از رختکن رفتم بیرون کمی صداهای مستهجن شنیدم یکم ها فقط یکم نگران شدم جیمین حامله نشه وگر نه من میخوام اینا به هم برسن😁
به سمت رختکن برگشتم و در رو کوبیدم...

÷هوییییی یونگی یه ساعته تو حموم چیکار میکنی
×ااااا دارم دیوارو میکنم(بله بله😐)
÷آها حتما دیوارم اسمش جیمینه دیگه درسته
×دقیقا
÷زهر مار و دقیقا بیا بیرون الان حاملش میکنی
_درد و مرزززز هوپی فقط دستم بهت برسه(حرصی و داد)
÷خو من دیگه میرم بایییی
_تو گو میخورییییی

جیمین در حمومو باز کرد و به سمت جیهوپ(بیچاره بچم)حمله کرد و فیلم جومونگ دوباره ساخته شد(😁یکم شوخی)...

÷جان پدرت ولم کنننن
_بیا اینجا کاریت ندارم فقط همین چوب رو میکنم تو پاچتتتتت راحته هاااا(داد)

و اینجا یونگی بدبخت میخواست سر خودشو به دیوار بکوبه(این منم).....

یه پارت به دلیل تولد هوپی مون تولدش مبارک بچم به لایو هم نرسیدم به به این پارت بسیار طولانی بود لایکای این پارت به ۲۰ برسه پارت بعد آپ میشه نرسه نمیزارم این شرطش بود بوس بای شبتون هم خوش🫰🏻
دیدگاه ها (۱۱)

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

چندپارتی درخواستی

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_12 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄انگ...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

پارت ۱۷ "اخر"ساعت ۷ و ۵۶ دقیقه عصر_جیمین:نشسته بودن تو ماشین...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

پارت ۱۲: طوفان در راه استسکوتِ سنگینی اتاق کنترل رو فرا گرفت...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴سه ماه بعد____________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط