{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲: طوفان در راه است

پارت ۱۲: طوفان در راه است
سکوتِ سنگینی اتاق کنترل رو فرا گرفت. یونگی با مشت به میز کوبید و باعث شد مانیتورها کمی لرزش بگیرند. «لی‌ها… اونا فکر کردن می‌تونن از پشت به من خنجر بزنن؟»

ا.ت سریع دست به کار شد. «یونگی، صبر کن! اگه الان حمله کنی، اون‌ها کلِ داده‌هایِ دزدیده شده رو پاک می‌کنن. من باید اول یه «بک‌دور» (Backdoor) ایجاد کنم تا بتونیم به سرور اصلی‌شون نفوذ کنیم و اطلاعات رو قبل از اینکه نابود بشن، برگردونیم.»

یونگی به ساعت نگاه کرد. وقت زیادی نداشتند. «چقدر زمان می‌خوای؟»

ا.ت با قاطعیت گفت: «ده دقیقه. فقط ده دقیقه تمرکز مطلق می‌خوام.»یونگی سر تکون داد و به سمت در رفت. «من بیرون مراقبم. هیچ‌کس حق نداره وارد شه. حتی اگه عمارت روی سرمون خراب شه، تا ده دقیقه دیگه کسی مزاحمت نمی‌شه.»

وقتی یونگی رفت، ا.ت انگار وارد دنیای دیگه‌ای شد. کدهایِ سبز رنگ با سرعت روی مانیتور بالا و پایین می‌رفتن. کانگ‌ده متوجهِ نفوذ شده بود و داشت دیواره‌هایِ آتشِ سرور رو تقویت می‌کرد. ا.ت دندون‌هاش رو روی هم فشرد. «فکر کردی می‌تونی منو ببری، کانگ‌ده؟»

در همین حین، از دوربین‌های امنیتیِ راهرو، ا.ت دید که کانگ‌ده داره به سمت اتاق کنترل میاد، در حالی که یه اسلحه توی دستشه. اون فهمیده بود که ا.ت داره به سرور اصلی ضربه می‌زنه.

ا.ت با اضطراب گفت: «یونگی… یونگی برگرد! اون داره میاد سمت اتاق!»

یونگی از پشت بی‌سیم جواب داد: «نترس. دارم می‌بینمش. دارم می‌رم که باهاش ملاقات کنم.»

ا.ت صدای شلیکِ گلوله رو از پشتِ بی‌سیم شنید و قلبش برای یک لحظه از تپش ایستاد. آیا یونگی تونسته بود کانگ‌ده رو متوقف کنه؟ یا… این پایانِ بازی بود؟
[پایان پارت ۱۲]
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱: ردپای دیجیتالیونگی و ا.ت وارد اتاق کنترل شدند. فضای...

پارت ۱۰: مرزِ ممنوعه (نسخه اصلاح‌شده)یونگی حتی یک لحظه هم تر...

تکپارتی : روز اول در خوابگاه 🏠💜 ا/ت تازه وارد خوابگاه BTS شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط