برادر سختگیر و وحشی من...
p27_f1
ا.ت: جنبه داشته باش دیگه
ته: باشه(خنده)
ات سریع پرید پشت ماشین و شروع کرد خوردن و زیر رو کردن پلاستیکا و خنده ذوقشو نمیشد کاری کرد
تهیونگ از توی آینه ماشین به اون دختر کوچولو خیره بود و به تمام حرکتاش دقت میکرد
ا.ت: عومممم تهیونگ عاشقتم
ته: میدونم
ا.ت: مرسی واقعا
ته: فدای خودم میدونم
تهیونگ ماشینو روشن کرد و به سمت جایی روند که ا.ت باورش نمیشد روزی برادرش بیاد اونجا بشینه تا ا.ت اونجا مشغول باشه
ته: ا.ت یه خواهش دارم
ا.ت: هوم؟
ته: الان چیزی نخور باشه؟رفتی خونه همشو بخور الان باید تو زیبا ترین حالت باشی
ا.ت: ها؟!چی میگی واس خودت
ته: سوپرایزه بچه بیا جلو بشین
ا.ت چیشی گفت و یه بسته پاستیل گرفت دستش و از بین صندلیا امد جلو
ته: افرین دختر حرف گوش کن(خشدار و اروم)
ا.ت: پاستیل میخوری؟
ته: نه دارم رانندگی میکنم
ات ویو
نگاهی به چهره جذابش کردم و یه پاستیل نزدیک دهنش بردم
ا.ت: بخور(اروم)
تک نگاهی به پاستیل کرد و خوردش که خندم گرفت
ته: واس چی میخندی؟
ا.ت: نمیدونم🤣🤣🤣🤣
....
سالن زیبایی
واو چقدر شما زیبایی
ا.ت با عشوه و غرور به تهیونگ نگاه میکنه و موهاشو میزنه پشت گوشش و تهیونگ هم به این همه اُسکلیش پوزخند میزنه
*صورت شما خیلی پتانسیل زیبایی داره هر آرایشی بهتون میاد
ا.ت: اوه جدی؟
*بله ولی احتمالا شما عمل زیبایی کردید؟
ا.ت: نه
*واو پس چطوری اینقدر خوب گونه و چشم و لب و دهن و کل بدنتون عالیه؟
ا.ت: پیش برادرم دوره چک درمانی دارم به لطفش تمام صورتمو فرم داده
ته: چشم غره
*بله؟!!!
ا.ت: هیچی شوخی کردم...خب من از اول زندگیم همینقدر تو دل برو و ناز بودم(عشوه)
تهیونگ: نترس امشبم یه چک درمانی حسابی میشی یه وقت صورتت از زیباییش کم نشه(زیر لب)
ا.ت: اره وقتی امشب دنده شکستت شروع کرد خونریزی کردن میفهمی خون درمانی چطوریه
*ببخشید سینهاتون چطور؟ عمل نکردید؟
با این حرف ا.ت قرمز میشه و تهیونگ لبشو گاز گرفت و سعی کرد جلو خودشو بگیره
ا.ت: خانوم من هیچ جام عملی نیس میخواید تک تکو بپرسید که عملین؟(خجالت)
*عام نه فقط خیلی حجم و شکل مناسبی دارن
با این حرف ا.ت احساس کرد آب شده رفته تو زمین تک نگاهی به تهیونگ کرد که چطوری سعی داره خودشو کنترل کنه و به ا.ت نگاه نکنه
ا.ت: ممنون از تعریفتون میشه لطفا زودتر شروع کنیم؟
*بله بله از این طرف
با رفتن ا.ت و آرتیست تهیونگ شروع کرد به اروم خندیدن آرتیسته خیلی حق میگفت
ته: وای گوشام مادر وای نمیخوام بشنوم
....
ا.ت ویو
اه اه اههههه پوفففف چرا باید جلو اون بیشعور اینو بگهههههههه(صدای ظربه به در)
ا.ت: بعله؟!
ته: منم(اروم)میگم(خنده)میگم این زنه داره واسم سوتین میاره برات انتخاب کنم(خنده)
ا.ت: هقققق کیم تهیونگ هققق بخدا آدم باش گمشو برو از اینجا
ته: ...
ا.ت: جنبه داشته باش دیگه
ته: باشه(خنده)
ات سریع پرید پشت ماشین و شروع کرد خوردن و زیر رو کردن پلاستیکا و خنده ذوقشو نمیشد کاری کرد
تهیونگ از توی آینه ماشین به اون دختر کوچولو خیره بود و به تمام حرکتاش دقت میکرد
ا.ت: عومممم تهیونگ عاشقتم
ته: میدونم
ا.ت: مرسی واقعا
ته: فدای خودم میدونم
تهیونگ ماشینو روشن کرد و به سمت جایی روند که ا.ت باورش نمیشد روزی برادرش بیاد اونجا بشینه تا ا.ت اونجا مشغول باشه
ته: ا.ت یه خواهش دارم
ا.ت: هوم؟
ته: الان چیزی نخور باشه؟رفتی خونه همشو بخور الان باید تو زیبا ترین حالت باشی
ا.ت: ها؟!چی میگی واس خودت
ته: سوپرایزه بچه بیا جلو بشین
ا.ت چیشی گفت و یه بسته پاستیل گرفت دستش و از بین صندلیا امد جلو
ته: افرین دختر حرف گوش کن(خشدار و اروم)
ا.ت: پاستیل میخوری؟
ته: نه دارم رانندگی میکنم
ات ویو
نگاهی به چهره جذابش کردم و یه پاستیل نزدیک دهنش بردم
ا.ت: بخور(اروم)
تک نگاهی به پاستیل کرد و خوردش که خندم گرفت
ته: واس چی میخندی؟
ا.ت: نمیدونم🤣🤣🤣🤣
....
سالن زیبایی
واو چقدر شما زیبایی
ا.ت با عشوه و غرور به تهیونگ نگاه میکنه و موهاشو میزنه پشت گوشش و تهیونگ هم به این همه اُسکلیش پوزخند میزنه
*صورت شما خیلی پتانسیل زیبایی داره هر آرایشی بهتون میاد
ا.ت: اوه جدی؟
*بله ولی احتمالا شما عمل زیبایی کردید؟
ا.ت: نه
*واو پس چطوری اینقدر خوب گونه و چشم و لب و دهن و کل بدنتون عالیه؟
ا.ت: پیش برادرم دوره چک درمانی دارم به لطفش تمام صورتمو فرم داده
ته: چشم غره
*بله؟!!!
ا.ت: هیچی شوخی کردم...خب من از اول زندگیم همینقدر تو دل برو و ناز بودم(عشوه)
تهیونگ: نترس امشبم یه چک درمانی حسابی میشی یه وقت صورتت از زیباییش کم نشه(زیر لب)
ا.ت: اره وقتی امشب دنده شکستت شروع کرد خونریزی کردن میفهمی خون درمانی چطوریه
*ببخشید سینهاتون چطور؟ عمل نکردید؟
با این حرف ا.ت قرمز میشه و تهیونگ لبشو گاز گرفت و سعی کرد جلو خودشو بگیره
ا.ت: خانوم من هیچ جام عملی نیس میخواید تک تکو بپرسید که عملین؟(خجالت)
*عام نه فقط خیلی حجم و شکل مناسبی دارن
با این حرف ا.ت احساس کرد آب شده رفته تو زمین تک نگاهی به تهیونگ کرد که چطوری سعی داره خودشو کنترل کنه و به ا.ت نگاه نکنه
ا.ت: ممنون از تعریفتون میشه لطفا زودتر شروع کنیم؟
*بله بله از این طرف
با رفتن ا.ت و آرتیست تهیونگ شروع کرد به اروم خندیدن آرتیسته خیلی حق میگفت
ته: وای گوشام مادر وای نمیخوام بشنوم
....
ا.ت ویو
اه اه اههههه پوفففف چرا باید جلو اون بیشعور اینو بگهههههههه(صدای ظربه به در)
ا.ت: بعله؟!
ته: منم(اروم)میگم(خنده)میگم این زنه داره واسم سوتین میاره برات انتخاب کنم(خنده)
ا.ت: هقققق کیم تهیونگ هققق بخدا آدم باش گمشو برو از اینجا
ته: ...
- ۵.۸k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط