• #Daydream

• #Daydream
خيلی مغرور شده بوديم، خيلی مشغول شده بوديم، در تخريب و تصرف طبيعت خيلی بی‌پروا شده بوديم، به چيزی جز منافع خود نمی‌انديشيديم، ضعيف را پامال می‌كرديم، به صاحب قدرت و ثروت برای ارتقای مال و موقعيت كرنش می‌كرديم، باور داشتيم قاعده دنيا همين است و اينگونه خواهد ماند.
آسمان را از دود و سرب و گازهای سمی سياه كرده بوديم، دريا را از ماهی تهی و از زباله و نفت و فاضلاب پر كرده كرده بوديم. به‌نام دين، به‌نام دمكراسی، بنام حقوق بشر می‌كشتيم، اسير می‌كرديم، غارت می‌كرديم و حتی از کشتن زن‌ها و بچه‌ها شرم نمی‌كرديم.
صبر خدا هم حدی دارد، تحمل كائنات هم حدی دارد، ظرفيت زمين و آسمان هم حدی دارد. بالاخره بايد كسب پيدا ميشد و به انسان مست و مغرور فرمان میداد ايست!!
و اين ماموريت به يك ويروس كوچك غير قابل رويت واگذار شد تا به معنای واقعی انسان طغيانگر را سر جايش بنشاند و به‌درستی به او بفهماند كه ای انسان:
تو خيلی ضعيفی
تو خيلی تنهايی
تو خيلی ترسويی!
همه هواپيماها و قطارها را زمين گير كرد. همه تجارتخانه ها و همه بازارهای بورس را تعطيل كرد، درهای استاديوم،ها، اماكن تفريحی، رستورانها، كازينوها، سينماها، پاركها را به دست خود انسان بست و به كره زمين گفت حالا نفس بكش، به آسمان گفت حالا آبی شو، به خورشيد و ماه و ستاره ها گفت حالا بچرخيد و برقصيد. به حيوانات هم گفت حالا بدون ترس از شكار شدن به‌دست انسان آنگونه كه در ذات و ميل شماست زندگی كنيد و به انسان دستور داد در خانه بمان و به آنچه داشتی و به آنها ناسپاس بودی بيانديش؛ شايد هنوز فرصتی برای زيستن عاشقانه پيدا كنی...
دیدگاه ها (۲)

ما را از مادر همه بمب ها نترسانید

ما صبحی را به شام رساندیم که در آن خبر خالی شدن زمین از وجود...

😭 ما صبحی را به شام رساندیم که در آن خبر خالی شدن زمین از وج...

یا مرگ یا خامنه‌ای...ما صبحی را به شام رساندیم که در آن خبر ...

#تجربه_من ۱۳۷۰#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری_بهنگام#تحصیل #د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

007-پنهان در مه - پارت ۷۴

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگرسیدم به اتاق...

خیلی مغرور شده بودیم ، خیلی مشغول شده بودیم ، در تخریب و تصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط