زندگی یک شیطان

پارت 14









ویو پگی




دکتر اومد بالا سرم اوه یواش یواش دار یادم میاد من چاقو خوردم و الان تو بیمارستانم اما کی منو آورد اینجا؟
8امم میبینم که بهوش اومدی
-......
8ام اسمت پگی بود درسته
-.....
8میدونم تو یه مدت نمی تونی حرف بزنی ولی نگران نباش اینا ب خاطر ترس بدنت زود خوب میشه


ویو دکتر

از اتاق اومدم بیرون باید یه مشاور بهش مشاوره بده تا بتونه ترس بدنشو کنترل کنه اما اون انسان فک نکنم اینجا کسی زبون بدنی انسان هارو بلد باش

رفتم پیش آقای جئون صاحب عمارت



تق تق تق (فک کن صدا دره😂😂🤣😂)
+بفرمایید
8سلام
+دکتر رافائل
8خودم هستم






ویو رافائل


همه چیو بهش کفتم (چیز برگر خوردی با عمت الان یه دعوای بزرگ درست میشه)






ویو پدر بزرگ





ازش تشکر کردم و رفت کمی منتظر موندم بعد با عصبانیت رفتم سمت اتاق کوک (نکته:اتاق پدر بزرگ کوک گریسی و لیندا توی یه طبقس و تنها اتاق نزدیک ب اتاق کوک اتاق پدر بزرگ) بدون در زدن درو باز کردم و وارد شدم
+کوووووووووووووووووووووووووک(با داد)
*چیههههههه (با خونسردی)
+مگ بهت نگفتم مواضبش باشششششششش
*دقیقا وقتی از اتاق شما برگشتم تو اتاق خودم این اتفاق افتاد ولی نگرا نباش منتظر وقت ملاقاتم میرم و میفهمم چی شده و فک نکنم کار غربی ها باش اگه غربی ها بودن در جا میکشتنش
+هه (مثلا پوز خند😁) آقا رو باش اون که اینجا نیست منتقل شد ب دنیای انسان ها
*چیییییییی
*نهههههههه
*اینجوری که خیلی بد میشههههههه
‌
















ادامه دارد .....
دیدگاه ها (۶)

پارت ۴عشق یا حسرتجونگ کوک:سوار شین توضیح میدم ویو کوک میدونس...

ددی خون آشام من

پارت ۲۳

#برادر ناتنی من

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

پارت دو

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁹....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط