پرنده افسون شده_۲۲_
برگرده ما برمیگردیم از بالا نظاره گر باشیم
نامجون:دریافت شد،تاییده
همه اعضای لی رسیدن به پیش نامجون و به همه رسیدگی شد وقتی یکم اوضاع بهتر شد همه نظاره گر رقابت بین سرپرست کیم و سونگ جو بودن!
جونگکوک:من برگردم؟اینجوری بخوایم نگاه کنیم که ات رو هم از دست میدیم
سونهو:خواهر کوچولوم از پسش برنمیاد نامجون شی بزار من و جونگکوک برگردیم پیشش نمیتونی فقط نگاه کنیم که
نامجون:صبر کنین تا درسی به این کله خراب داده بشه تا بفهمه زمین ماموریت زمین بازی نیست بعدش برین
سونهو:ام..
نامجون:اما نداره سونهو خواهرت اگه خیلی ادعاش میشه بزار خودش ادامه بده
حرفی دیگه بین هیچکس رد و بدل نشد تنها افراد سالم جونگکوک و سونهو و یونگی بودن که یونگی نقش راننده رو داشت و صد البته مشکلی پیش نمیومد و سونهو و جونگکوک بخاطر نجات بقیه پا پس کشیدن
توی همون لحظه ات یه ملق زد و از پشت خرابه رد شد تا به پشت یه جعبه سنگی رسید رگباری رو برداشت و آروم رد شد سه نفر زد و بلخره تاریخ تکرار شد جو گیرش انداخت با اسلحه
جو:اوه دارلینگ تاریخ دوباره تکرار شد
نامجون:آماده باشن داریم از دست..
نامجون جملش تموم نکرده بود که یهو ات با یه حرکت جو رو انداخت زمین و اسلحه رو گرفت و نایف توی بوت های جو رو در آورد.
ات:سونگ جو من دیگه اون ات چندسال پیش خام نیستم که بخوای با این تاک و تیک های بچگانه منو زمین بزنی بهت گفته بودم روزی جلوم بهم میگی سرپرست کیم درسته؟
و یادآوری کنم که الکی سرپرست یه تیم نشدم که این ماموریت تموم شد و برمیگردم به روسیه اونجا شاید مردانه تر همو ملاقات کردیم چون این بازی ها فقط یه بازی بچگانه س برای من تا ماموریت جنگی خیلی مهم سونگ جو!
ات داد زد و به همه گفت ماموریت تمومه مایک
مایک:یس سر
ات:لش این عوضی جمع کن ببرینش پیش مامور لئو توی روسیه تا خودم برسم و دهنش سرویس کنم این ماموریت تموم شد همگی خسته نباشین یه شام مهمون منین مایک پرداختش میکنه
مایک:رئیس از کارت خودتون؟
ات:معلومه عزیزم
نه همه مهمون من از جیب مایک
مایک:بله..مشکل.ی ندار.م
ات خندید و گفت شوخی کردم برو با اون همه ثروتی که مونده میخوام چکار کنم معلومه نمیزارمش به حساب تو وقتی میدونم همسرت بارداره و کلی هزینه داری برای بچه هات
مایک:ممنون قربان اگه یه شلم معمولی بود مشکلی نداشتم ولی این همه مامور در توانم نی..
ات:میدونم میدونم پسر شرمندگی نداره من فقط شوخی کردم این همه پول هست غصه نخور
راستی بلیط من چیشد
مایک:آماده س قربان چمدون هاتون هم صبح زود فرستادم و تا وقتی شما برسین عمارتن
ات:ممنونم ازت که انقد همراهمی پسر من رفتم فعلا شب موقع پرواز میبینمت سی یو
نامجون:دریافت شد،تاییده
همه اعضای لی رسیدن به پیش نامجون و به همه رسیدگی شد وقتی یکم اوضاع بهتر شد همه نظاره گر رقابت بین سرپرست کیم و سونگ جو بودن!
جونگکوک:من برگردم؟اینجوری بخوایم نگاه کنیم که ات رو هم از دست میدیم
سونهو:خواهر کوچولوم از پسش برنمیاد نامجون شی بزار من و جونگکوک برگردیم پیشش نمیتونی فقط نگاه کنیم که
نامجون:صبر کنین تا درسی به این کله خراب داده بشه تا بفهمه زمین ماموریت زمین بازی نیست بعدش برین
سونهو:ام..
نامجون:اما نداره سونهو خواهرت اگه خیلی ادعاش میشه بزار خودش ادامه بده
حرفی دیگه بین هیچکس رد و بدل نشد تنها افراد سالم جونگکوک و سونهو و یونگی بودن که یونگی نقش راننده رو داشت و صد البته مشکلی پیش نمیومد و سونهو و جونگکوک بخاطر نجات بقیه پا پس کشیدن
توی همون لحظه ات یه ملق زد و از پشت خرابه رد شد تا به پشت یه جعبه سنگی رسید رگباری رو برداشت و آروم رد شد سه نفر زد و بلخره تاریخ تکرار شد جو گیرش انداخت با اسلحه
جو:اوه دارلینگ تاریخ دوباره تکرار شد
نامجون:آماده باشن داریم از دست..
نامجون جملش تموم نکرده بود که یهو ات با یه حرکت جو رو انداخت زمین و اسلحه رو گرفت و نایف توی بوت های جو رو در آورد.
ات:سونگ جو من دیگه اون ات چندسال پیش خام نیستم که بخوای با این تاک و تیک های بچگانه منو زمین بزنی بهت گفته بودم روزی جلوم بهم میگی سرپرست کیم درسته؟
و یادآوری کنم که الکی سرپرست یه تیم نشدم که این ماموریت تموم شد و برمیگردم به روسیه اونجا شاید مردانه تر همو ملاقات کردیم چون این بازی ها فقط یه بازی بچگانه س برای من تا ماموریت جنگی خیلی مهم سونگ جو!
ات داد زد و به همه گفت ماموریت تمومه مایک
مایک:یس سر
ات:لش این عوضی جمع کن ببرینش پیش مامور لئو توی روسیه تا خودم برسم و دهنش سرویس کنم این ماموریت تموم شد همگی خسته نباشین یه شام مهمون منین مایک پرداختش میکنه
مایک:رئیس از کارت خودتون؟
ات:معلومه عزیزم
نه همه مهمون من از جیب مایک
مایک:بله..مشکل.ی ندار.م
ات خندید و گفت شوخی کردم برو با اون همه ثروتی که مونده میخوام چکار کنم معلومه نمیزارمش به حساب تو وقتی میدونم همسرت بارداره و کلی هزینه داری برای بچه هات
مایک:ممنون قربان اگه یه شلم معمولی بود مشکلی نداشتم ولی این همه مامور در توانم نی..
ات:میدونم میدونم پسر شرمندگی نداره من فقط شوخی کردم این همه پول هست غصه نخور
راستی بلیط من چیشد
مایک:آماده س قربان چمدون هاتون هم صبح زود فرستادم و تا وقتی شما برسین عمارتن
ات:ممنونم ازت که انقد همراهمی پسر من رفتم فعلا شب موقع پرواز میبینمت سی یو
- ۱.۸k
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط