از دور برق چشم او با دل تصادف کرد

از دور برق چشم او با دل تصادف کرد
نزدیکتر آمد و چایی را تعارف کرد

لرزان دل من بیشتر از سینی دستش
با خندهٔ زیر لبش دل را تصرف کرد

#حامد_فرد
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_73بعد از چند دقیقه سکینه جون...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

پارت ۱۹۵

برادر ناتنی

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

راز خون پارت سوم

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

پارت۶|تاج و خونکوک فقط به چشمان تهیونگ که در چشم های خودش قف...

.....پارت ششم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط