گفتم رضا و دلم تا حرم رسید

گفتم رضا و دلم تا حرم رسید
از سوی او نسیمی به چشم ترم رسید

دست ادب به سینه و لبریز التماس
گفتم ابالجواد و مراد دلم رسید
#سلام_آقا
#هنر_عکاسی #عکس_نوشته #جذاب #عاشقانه #فردوس_برین #رمضان_کریم🌙🌹🍃
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دلم خون است و کس از حالِ این دل باخبر...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

اجبار به بد بختی پارت ۴

چند پارتی بازی ممنوع

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

{محکوم به لمس } part ۱۱ 杂交种 ناخ‌ودآگاه بدن دختر لرزید از تم...

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

Cold melody part 11از اون شبِ تب و لرز، همه‌چیز تغییر کرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط