{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🐥: به آرمی

🐥: به آرمی

آرمی های عزیزم حالتون خوبه؟ فردا تمرینام رو تو مرکز آموزشی تکمیل میکنم، یکم بیشتر از ۳۰ روزه که میگذره، زمان هایی بود که احساس میکردم زمان داره به کندی میگذره، اما خب زمان هایی هم بود که احساس میکردم داره سریع میگذره چون جونگکوک کنارم بود
خیلی وقت نیست که اونجام ولی دلم براتون خیلی تنگ شده، با تلفن عمومی پادگان با اعضا ارتباط برقرار میکنم و جونگکوک هم تو ارتش سخت کار میکنه طوری که بقیه اینجوری ان که : ”همونطور که انتظار میره، این جونگکوک هیونگه”
از اونجایی که توی پادگان با همیم، همیشه صمیمی و نزدیکیم و به خوبی از همدیگه حمایت میکنیم
آها‌‌.. به زودی باید برم تو رخت خواب و بخوابم، سعی میکنم که خودم رو با مکان جدیدمون وفق بدم
آرمی لطفا مریض نشید خوب غذا بخورید و فقط به چیزهای خوب فکر کنید‌، این نامه رو براتون مینویسم و ​​میرم، عاشقتونم

"جیمین"
دیدگاه ها (۰)

part 60عصر//یونگی« پیام دادن وسایل رو آوردن»جین« به بادیگارد...

پارت: چهاررمان: رویای منا/ت: اوه من مشکلی باهاش ندارم هرکاری...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۱ ویو جولیکا:داشتیم نوشیدنی میخوردیم...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

ای لاو یو جی کی پارت یک«ات»همه چی داره بخوبی پیش می ، من بیس...

مهم.. :خوب خواهرم میگه چرا صدا و تصویرت رو نشون نمیدی.‌‌.......

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

☆یه گارسون روس که توی یه رستوران در ایته وون کار می‌کنه، داس...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط