#معشوقه_آلفا
🍷🌹.............پارت۲...............🌹🍷
……………پایان قمار بابای ته و هوسوک……………
هوسوک: من بردم پسرت کجاست ؟؟
مین هو: خونه
بیا ببرش آدرس رو برات میفرستم.
………………تماس هوسوک به کوک …………….
هوسوک:سلام جونگکوک من یه امگا برنده شدم از اونجایی که بابات مجبورت کرده با یه امگا وارد رابطه شی گفتم شاید این امگا واست مناسب باشه ولی یه مسئله که هست اینه که اون یه لیتله. اگه نمیخوایش بگو تا ببرمش توی بار و یکی از برده های جنسیش کنم.
جونگکوک : جنسیت و رایحه هش چیه؟
هوسوک: یک امگای نر با رایحه ی رز همون گلی که دوسش داری.
جونگکوک: باید اونو ببینم
هوسوک :با قمار خونه آدرسش رو دارم باهم میریم.
****قمار خانه *****
^(علامت هوسوک)سلام جئون بریم؟
×(علامت کوک)بریم جانگ
……………………………خونه ی کیم ……………………
√ زود آمدی جانگ.
نمی خوای همراهت رو معرفی کنی؟
^ مین هو این رییس سازمان ما جئون هست.
√ خوش بختم آقای جئون چرا خودتون آمدید می گفتین من بیام
…………………………ویو کوک……….………
از مردای زبون باز متنفر ولی باید مدت کمی رو تحمل کنم تا اون امگا رو ببینم .
×من وقت زیادی ندارم بابای ته اون امگا کجاست؟؟
_(علامت تهیونک)بابایی اینا کین؟ چرا آنقدر گندن؟؟
بابایی نکنه میخوای منو بدی به اینا؟؟
من رو کتک بزنی هیشی می گم گول میدم .
√این امگایی هست که گفتم می تونید ببریدش.
چیو کوک...............
از همون لحظه که اون امگا رو دیدم گرگ شروع کرد به زوزه کشیدن ازم میخواست که مردی که باعث آزار اون امگا شد رو بکشه و تیکه تیکه کنه و تا ابد مراقبش باشه.
هوسوک به افرادش دستور داد تا امگا رو داخل ماشین بزارن .
خودم و هوسوک هم سوار ماشین دیگه ای شدیم رو حرکت کردیم به سمت بار
^جونگکوک میدونی که فردا مزایده هست می خوایش یا نه؟
ادامه دارد...........🌹🍷
……………پایان قمار بابای ته و هوسوک……………
هوسوک: من بردم پسرت کجاست ؟؟
مین هو: خونه
بیا ببرش آدرس رو برات میفرستم.
………………تماس هوسوک به کوک …………….
هوسوک:سلام جونگکوک من یه امگا برنده شدم از اونجایی که بابات مجبورت کرده با یه امگا وارد رابطه شی گفتم شاید این امگا واست مناسب باشه ولی یه مسئله که هست اینه که اون یه لیتله. اگه نمیخوایش بگو تا ببرمش توی بار و یکی از برده های جنسیش کنم.
جونگکوک : جنسیت و رایحه هش چیه؟
هوسوک: یک امگای نر با رایحه ی رز همون گلی که دوسش داری.
جونگکوک: باید اونو ببینم
هوسوک :با قمار خونه آدرسش رو دارم باهم میریم.
****قمار خانه *****
^(علامت هوسوک)سلام جئون بریم؟
×(علامت کوک)بریم جانگ
……………………………خونه ی کیم ……………………
√ زود آمدی جانگ.
نمی خوای همراهت رو معرفی کنی؟
^ مین هو این رییس سازمان ما جئون هست.
√ خوش بختم آقای جئون چرا خودتون آمدید می گفتین من بیام
…………………………ویو کوک……….………
از مردای زبون باز متنفر ولی باید مدت کمی رو تحمل کنم تا اون امگا رو ببینم .
×من وقت زیادی ندارم بابای ته اون امگا کجاست؟؟
_(علامت تهیونک)بابایی اینا کین؟ چرا آنقدر گندن؟؟
بابایی نکنه میخوای منو بدی به اینا؟؟
من رو کتک بزنی هیشی می گم گول میدم .
√این امگایی هست که گفتم می تونید ببریدش.
چیو کوک...............
از همون لحظه که اون امگا رو دیدم گرگ شروع کرد به زوزه کشیدن ازم میخواست که مردی که باعث آزار اون امگا شد رو بکشه و تیکه تیکه کنه و تا ابد مراقبش باشه.
هوسوک به افرادش دستور داد تا امگا رو داخل ماشین بزارن .
خودم و هوسوک هم سوار ماشین دیگه ای شدیم رو حرکت کردیم به سمت بار
^جونگکوک میدونی که فردا مزایده هست می خوایش یا نه؟
ادامه دارد...........🌹🍷
- ۱۴.۸k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط