{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این سکوت

در این سکوت
که از نغمه‌های پیش از ما
خالی‌ست
تو می‌رسى
چنان که گویی از ژرفا
نور می‌زاید
و من
در آغوشِ روشنِ انتظار
به جستجوی نشانِ لبخندت می‌روم
لبخندی که اکنون
در تاروپودِ این قابِ چشمانِ باز
می‌درخشد

عشق
بسیار از پشتِ پنجره‌های نمگین گذشت
و ما هر بار
در نورِ چشم‌هایمان گم شدیم
که هر بوسه
پردیسِ خاطرۀ مجنون
که هر صبح
با طلوعِ تو در آئینه باز می‌آید
و هر شب
در آغوشِ من به رؤیای لیلی می‌رود

وقتی پا می‌نهی
واژه‌ها به استقبالِ تو می‌شتابند
حتّی اگر تمامِ شب‌ها از یاد برود
تو می‌مانی
چون نوری که در ژرفای روز
جاری ست
و من
در آستانۀ این فروز
پرندی از نامِ تو می‌خوانم
ودیعه بر نَفَسِ باد
تا به برِ جانِ تو بپروازد

#آرش_شاهری
#فرشت
#ویسگون
#عاشقانه
#دوست_داشتن
#زندگی
#لبخند
‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┄✨❊🍃🌸🍃❊✨┄‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌
دیدگاه ها (۱۰)

عاشقانه های شبنم

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

فراتر از خویش

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕چند هفته بعد، قصر غرق شادی بو...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

p17

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط