{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم كرد و بعد از مدتی، ناگها

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم كرد و بعد از مدتی، ناگهان ماشینش خاموش شد...
همون جا شروع كرد به شكایت از خدا، كه خدایا پس تو داری اون بالا چیكار میكنی ؟
چون خسته بود، خوابش برد و وقتی صبح از خواب بلند شد از شكایت دیشبش خیلی شرمنده شد، چون ماشینش دقیقا نزدیك یك پرتگاه خطرناك خاموش شده بود!

همه ی ما امكان به خطا رفتن رو داریم.
پس اگر جایی ، دیدید كه كارتون پیش نمیره، شكایت نكنید!!
شاید اگر جلوتر برید، به صلاح شما نباشه و خدا داره این جوری راه خطر رو میبنده!!

به " خداوند" اعتماد كنید
دیدگاه ها (۲)

سربازی راهیه برای آدم کردن پسرا.......اما دخترا از هیچ راهی ...

.

زندگی را ورق بزن...هر فصلش را خوب بخوان...با بهارش برقص؛با ت...

زنه در حال وصیت به شوهر لحظه مرگ:وقتی مردم دوست دارم تو مرا ...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم کرد و بعد از مدتی، ناگهان م...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم كرد و بعد از مدتی، ناگهان م...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم کرد و بعد از مدتی، ناگهان م...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم كرد و بعد از مدتی، ناگهان م...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم كرد و بعد از مدتی، ناگهان م...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم کرد و بعد از مدتی، ناگهان م...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم کرد و بعد از مدتی ناگهان ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط