الاغی دعا کرد صاحبش بمیرد تا از زندگی خرانه خود خلاص شود

الاغی دعا کرد صاحبش بمیرد تا از زندگی خرانه خود خلاص شود
صاحبش فکر الاغ را خواند و گفت
ای خر! با مرگ من تورا شخص دیگری خریده و صاحب می شود
دعا کن که از خریت خود بیرون شوی!
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

راز خون پارت ششم

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌معنای مرحوم :مرحوم یعنی رحمت شده، نه...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

رمان انتقام ازدواج کامل

007-آلما ویسکی - پارت ۵۱

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط