{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانی

می دانی
من زودتر از تو پیر خواهم شد
همین حوالی سی سالگی باید موهای سفیدم را با رنگ موی n1 بپوشانم
تار به تار دلشوره پیرشان میکند
مثلا نگران سرفه های خش دارت که میشوم سفید تر می شوند
نخ به نخ دلشوره ی سیگارهایت و جا سیگاری پر شده را فرو می دهم در این ریه های بی جان و هق هق بیرون می دهم و پیر تر می شوم
یا فکر اینکه نکند بی پلیور و بارانی در این سرما بیرون رفته باشی و سرما بخوری...
اینکه کسی نباشد که چای داغی دستت بدهد و قربان صدقه ات برود،
یا بدتر
اینکه کسی باشد و من نباشم چین به چین چروک می اندازد زیر چشم های خیسم
روزی چهار وعده،هر شش ساعت یکبار... نگرانی قرص های نخورده ات مثل یک پیرزن آلزایمر گرفته به جانم می افتد
قرص ها تجویز دکتر برای تو بود یا من؟!
راستی مجبورم حواسم را جمع کنم که اشتباهی سر نزند ازم،
شیطنت و بچگی هایم را بگذارم توی همان صندوقچه هایی که مادربزرگ ها داشتند
نیستی که بگویی فدای سرت، اصلا آدم است و اشتباهاتش
که با لبخند بگویی دیوانگی هایت را هم عشق است...فلانی!
روز به روز دارم آدم بزرگ تر میشم،درست عین مادربزرگ...!
تازگی ها هم که دست به عصا شده ام،توی شعرهایم،نوشته هایم...
مبادا کسی بویی ببرد که یک تو وسطِ زندگیم گم شده است
خلاصه این روزها کنار پای مادربزرگ می نشینم توی ایوان
از عشق می گوید و از جوانیش
از پدربزرگ و دلبری هایش
من هم با بغض سکوت میکنم عشق را
و تورا
و هی فکر میکنم که قرار نیست برای نوه هایم از تو بگویم
خیلی وقت است من و مادر بزرگ شبیه همیم
فقط او موهایش را با حنا رنگ میکند
من با n1!

#طاهره_اباذری_هریس


@sotedlanhh
دیدگاه ها (۱۶)

عاشقانه های شبنم

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هفتم: آتشفشانِ سرکوب‌شدهاون کل...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁴هیچکس نمی‌تواند برای همیشه زندگی کند، اما چیز...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط