عشق ناخواسته Part. 18

هوسوک ـ راستی من به افرادم گفتم اماده باشن شب به اونجا حمله می کنیم و اونو می بریم خونه و تا حد مرگ شکنجش میکنیم و میزاریم از درد شکنجه ها بمیره

دایون ـ باهات موافقم

هوسوک ـ خوب پس الا کی انرژی هم داریم بهتره بریم و اماده بشیم بشیم تا سریع به اونجا حمله کنیم

دایون ـ باشه من رفتم

از زبان دایون

رفتم و یه لباس خوب پوشیدم

(بعدا براتون پست می کنم)

و موهام رو دم اسبی بستم و طبق معمول فقط یه رژ زدم
و یه نیم بود سیاه هم پوشیدم و رفتم پایین دیدم هوسوک پایین منتظره


دایون ـ تو کی اماده شدی

هوسوک ـ خوب دیگه ما اینیم حالا بهتره بریم دیگه

دایون ـ باشه

و باهم سوار ماشین های سیاه شدن و به سمت محلی که جانگ شین در اونجا بود حرکت کردن

دایون ـ من نگهباتا رو میزنم تو هم برو داخل جانگ شین رو پیدا کن بعدش منم میام کمکت

هوسوک ـ باشه

و دایون شروع کرد به کشتن نگهبانا و هوسوک هم رفت داخل تا جانگ شین رو پیدا کنه

از زبان هوسوک

رفتم داخل دیدم که جانگ شین تفنگ به دست رو بروم وایساده


جانگ شین ـ فکر کردین منو مب تونید به همین راحتی ها به دام بندازین اینو باید بهتون بگم که من باهوش تر از این حرفا هستم

افراد حمله کنید

هوسوک ـ منم باهوش تر از این حرفا هستم منم تا تونستم با خودم نیرو اورد
و افراد هوسوک همشون داخل خونه ریختن و اونا رو زدن هوسوک هم به طرف جانگ شین حمله ور شد
دیدگاه ها (۱۳)

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

پارت ۳ ( آسانسور عشق ) تا رسیدم تهیونگ دم در منتظرم بود ــ ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 31بعد از اینکه از بازار بیرون آمدند،...

اجبار به بدبختی پارت ۲۴

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط