𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑹

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑹
Chapter² P³

حرف سولین درست بود .

کمپانی داشت از جونگکوک سوءاستفاده می‌کرد.

و حالا دو راه داشتن .

اول اینکه با کمپانی معامله کنن .

و یا به طور قانونی اقدام کنن .

جونگکوک نمی‌خواست مسئله زیاد کش پیدا کنه و قصد داشت با کمپانی معامله کنه .

اما سولین باهاش مخالفت کرد و بهش یادآوری کرده بود که امکان داره دوباره بخوان ازش سوءاستفاده کنن.

وکیل سولین ، آقای کانگ ، شکایت رو ثبت کرده بود و حالا دنبال مدارکی بودن که ثابت کنه کمپانی قصد سوءاستفاده از جونگکوک رو داشته .

علاوه بر این ها با کمپانی جلسه گذاشته بودن تا شرکت سولین اسپانسر تور جونگکوک بشه .

__________________

بالاخره شکایتشون بررسی شد و روز دادگاه تعیین شد .

مدارک و شواهد هم آماده ارائه به دادگاه بود.

روز دادگاه، سولین صبح زودتر از همیشه بیدار شد.

کت و شلوار مشکی رسمی‌اش رو پوشید.

موهاش رو محکم بست، و جلوی آینه ایستاد.

"امروز ،روز نجاته سولین."

گوشی رو برداشت و پیامی برای جونگکوک ارسال کرد.

'سلام جونگکوکی . آماده ای '

'سلام عزیزم . کاملا'

و یه پیام دیگه از جونگکوک .

'سولین؟'

'بله؟'

'تو ناجی منی . حتی اگه شکست بخوریم '

'ما شکست نمیخوریم. '

__________________

سالن پر از خبرنگار بود.

اسم جونگکوک و شرکت SVM روی تیتر همه‌ی خبرگزاری‌ها بود.

سولین وارد سالن شد.

پشت میز وکالت نشست. آقای کانگ کنارش.

جونگکوک ردیف عقب نشسته بود .

ماسک روی صورتش بود ولی اضطراب از نگاهش معلوم بود.

قاضی وارد شد.

"آقای کانگ . شروع کنید"

آقای کانگ بلند شد.

مدارک رو یکی‌یکی ارائه داد.

پیام‌های تهدیدآمیز مدیر برنامه. قراردادهایی که با بندهای دستکاری شده. شهادت‌های همکارهای سابق.

"موکل من فقط یه خواننده‌ست. نه یه ماشین پول‌سازی. و قرارداد یا کمپانی حق نداره هویت هنری‌اش رو ازش بگیره."

وکیل کمپانی بلند شد.

سعی کرد همه چیز رو انکار کنه.

ادعا کرد تغییر سبک برای جونگکوک بهترین منافع و سود ها رو داره.

سولین آروم بلند شد.

"اجازه دارم؟"

قاضی سر تکون داد.

سولین به سمت جایگاه رفت.

"من مدیرعامل SVM هستم. و یه سوال دارم از وکیل محترم کمپانی."

مکث کرد.

"اگه تغییر سبک به نفع آیدل شماست، چرا جریمه‌ی فسخ قرارداد سه برابر مبلغ قرارداده؟ چرا هیچ‌کدوم از همکارهای سابق آقای جئون از این 'بهترین منافع و سود" بهره ای نبردن؟"

سالن ساکت شد.

وکیل کمپانی آب دهنش رو قورت داد.

"این... این استاندارد صنعته."

سولین پوزخند زد.

"استاندارد صنعت، سوءاستفاده نیست."

__________________

قاضی پرونده ، زمان صدور رأی رو به تعویق انداخت.

دو هفته.

سولین از سالن بیرون اومد.

خبرنگارها سمتش هجوم بردن.

"خانم کیم . فکر می‌کنید این پرونده رو می‌برید؟"

سولین ایستاد.

به دوربین‌ها نگاه کرد.

"من فقط می‌دونم که یه نفر حق داره بدون ترس آواز بخونه. این کافیه. "
دیدگاه ها (۲)

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑼𝑹P⁵جمعه شب ، سولین دقیقاً سر ساعت هشت زنگ در رو زد....

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 30جلسه دادگاه بعد از شهادت اِما ادامه...

بکهیون کمپانی جدیدی به اسم BION Entertainment تأسیس کرده ❤️‍...

شیادی که حتی حرف هایش را هم مجانی نمیزد!

**پارت ۲۲**سالنِ بزرگ و تاریک، پر از دودِ سیگارهای برگ و بوی...

Why Did I Fall in Love with Her? | P¹⁹ 🖤ویو: عمارت کانگ ـ سا...

اخرین دعا 26

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.15با دیدن صحنه رو ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸صبح روز بعد___________...

پارت ۵۵╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت بعد | مربی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط