مذهبی

تو آمریکا مراسم روضه بود ...
شب اول یه سیاه پوست هم اومد مراسم ...

براش ی مترجم گذاشتیم ...
شبای بعد همین جور هی تعداد سیاه پوست ها زیاد میشد تا مجبور شدیم
یه جای دیگه رو هم برا مراسم بگیریم

شب آخر 150 تا سیاه پوست گفتن که میخوان شیعه بشن!

پرسیدم برا چی میخواهین شیعه بشین؟!
همه نگاه کردن به سیاه پوستی که شب اول اومده بود روضه!

ازش پرسیدم برا چی شیعه؟!!
گفت شب اول ی تیکه از روضه جوانی رو خوندی!!!

غلام سیاه امام حسین ....

همونی که وقتی امام حسین سر جوان رو گذاشت رو پای خودش، جوان سه بار سرش رو انداخت و گفت جایی که سر علی اکبر بوده جای سر غلا م سیاه نیست!!
ولی امام حسین سرش رو گذاشت رو پاهاش و جوان شهید شد!!
من رفتم و گفتم بیاید که دینی رو پیدا کردم که توش سیاه و سفید فرقی نداره ...

ز معصیت سیه است روی نوکرت ارباب
بیا و بار دگر روسیاه را دریاب...
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

*بر سر خاک دوستان، پا نه و دیده برگشارو نفسی بخود فرو، یک نف...

{محکوم به لمس } part ۵ 杂交种 در میان یه شب تاریک و دلگیر با ن...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۲ پارتویو &وقتی به خونه رسید...

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

پارت ۶

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

خاطرات ناتمام Part1تو اون شبِ پاییزی ، باد تندو خشن لباس هاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط