پارت ۳ منو تنها نزار
میدوریا : العان سه روز از اون حمله به من میگزره بازم باید برم مدرسه خداااااااااا
مامان دکو : دکووووو دیرتر شد
میدوریا : من رفتم خوا حافص مامان
مامان دکو : پسرم یه دقیقه صبر کن
دکو : چیزی شده مامان؟
مامان دکو : پسرم این مدت با همکلاسی هات دعوا کردی ؟
دکو : نه مامان هه هه هه این چه سالیه میپرسی ؟
مامان دکو : حیچی پسرم خدا حافظ
میدوریا : یعنی مامانم در باره حادسه فهمیده نه نباید این طور باشه
باکوگو : هی نفله !
میدوریا : ب.ب.بله ؟
باکوگو : این دفتر مال توعه؟
میدوریا : ب.بله کجا بود ؟
باکوگو:تو راه دیدمش به حر حال مال توعه ؟
میدوریا : اوهوم ممنون که اوردیش
باکوگو : ببین نفله بعد مدرسه پشت مدرسه منتضرتم کسی هم همرات نباشه فهمیدی؟
((زنگ خونه ))
میدوریا : یعنی باکوگو باهام چیکار داره؟ نکنه میخواد تهدیدم کنه ؟ به حر حال مجبورم برم
باکوگو : پس او مدی نفله
میدوریا : بله
باکوگو : تو دوست داری قهرمان شی؟
میدوریا : اره خب
باکوگو : از مون UAتیمی بر گزارش میشه شرکت میکنی؟ اگه اره برای شرکت تیم بشیم . ولی بعد قبولی رقیب قبوله؟
میدوریا : جدی میگی؟
باکوگو : من با کسی شوخی دارم؟
میدوریا : ب . ب. باشه قبوله
باکوگو :(( هل دادن دکو سمت دیوار و نزدیک شدن بهش گزاشتم دست بالا سرش )) اگه همون قدر که میگن قوی باشی که یکی رو اش و باش کنی من با کویت مشکلی ندارم و باحات تیم میشم ولی اگر خراب کاری کنی................
میدوریا : نمیکنم !!
باکوگو : همین حالا کوست رو بهم نشون بده
میدوریا (( عکس شماره دو همراه با ۵۰ تا دست سیاه و بلند که از کمرش بیرون زده ))
باکوگو : واقعا کوسه وحشت ناکی داری «پوز خنده »
ادامه پارت بعد 🗿 🎀
ایده و نضر فراموش نشه 🫣🎀
اسپویل : سه نفر عاشق میدوریا میشن 😉🎀
حدس بزنید سه نفر کیا هستن 😂
میدوریا قراره همه رو جر بده 💪🏻🗿
لایک فراموش نشه 🗿 🎀
مامان دکو : دکووووو دیرتر شد
میدوریا : من رفتم خوا حافص مامان
مامان دکو : پسرم یه دقیقه صبر کن
دکو : چیزی شده مامان؟
مامان دکو : پسرم این مدت با همکلاسی هات دعوا کردی ؟
دکو : نه مامان هه هه هه این چه سالیه میپرسی ؟
مامان دکو : حیچی پسرم خدا حافظ
میدوریا : یعنی مامانم در باره حادسه فهمیده نه نباید این طور باشه
باکوگو : هی نفله !
میدوریا : ب.ب.بله ؟
باکوگو : این دفتر مال توعه؟
میدوریا : ب.بله کجا بود ؟
باکوگو:تو راه دیدمش به حر حال مال توعه ؟
میدوریا : اوهوم ممنون که اوردیش
باکوگو : ببین نفله بعد مدرسه پشت مدرسه منتضرتم کسی هم همرات نباشه فهمیدی؟
((زنگ خونه ))
میدوریا : یعنی باکوگو باهام چیکار داره؟ نکنه میخواد تهدیدم کنه ؟ به حر حال مجبورم برم
باکوگو : پس او مدی نفله
میدوریا : بله
باکوگو : تو دوست داری قهرمان شی؟
میدوریا : اره خب
باکوگو : از مون UAتیمی بر گزارش میشه شرکت میکنی؟ اگه اره برای شرکت تیم بشیم . ولی بعد قبولی رقیب قبوله؟
میدوریا : جدی میگی؟
باکوگو : من با کسی شوخی دارم؟
میدوریا : ب . ب. باشه قبوله
باکوگو :(( هل دادن دکو سمت دیوار و نزدیک شدن بهش گزاشتم دست بالا سرش )) اگه همون قدر که میگن قوی باشی که یکی رو اش و باش کنی من با کویت مشکلی ندارم و باحات تیم میشم ولی اگر خراب کاری کنی................
میدوریا : نمیکنم !!
باکوگو : همین حالا کوست رو بهم نشون بده
میدوریا (( عکس شماره دو همراه با ۵۰ تا دست سیاه و بلند که از کمرش بیرون زده ))
باکوگو : واقعا کوسه وحشت ناکی داری «پوز خنده »
ادامه پارت بعد 🗿 🎀
ایده و نضر فراموش نشه 🫣🎀
اسپویل : سه نفر عاشق میدوریا میشن 😉🎀
حدس بزنید سه نفر کیا هستن 😂
میدوریا قراره همه رو جر بده 💪🏻🗿
لایک فراموش نشه 🗿 🎀
- ۸.۳k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط