شیفت شب...

شیفت شب...
P6

"ویو ا.ت"

"جلسه امروز تموم شد..داشتم میرفتم سمت اتاق کار تهیونگ که ببینم برنامه ی امشبش چیه..اوه راستی، اون راجب کل زندگی من میدونه واسه همین اوایل آشناییمون گفت شاید کوک دوباره برگرده و بازهم برگردیم بهم..و گفت شاید اون هم حسش نسبت به من عوض شه و همینطور حس من نسبت به اون..."

"تق تق تق"

تهیونگ: بفرمایید
ا.ت: سلام آقای کیم
تهیونگ: سلام..بفرمایید داخل!

"توی محل کار اینطوری صحبت میکنن"

ا.ت: خب..چخبر
تهیونگ: خبرا دست شماست خانم مدلینگ
ا.ت: چطور؟
تهیونگ: یکی از مدلینگ های معروف تایلند باهات عکاسی داره
ا.ت: دختر یا پسر؟
تهیونگ: خب معلومه..پسر دیگه!
تهیونگ: فقط ببینم خیلی نزدیکش شدیا...
ا.ت: باشه باشه غیرتی نشو(خنده)مدل های عکاسی رو خودت اوکی کن که چطور باهم عکس بگیریم!
تهیونگ: باشه خانم کوچولو
ا.ت: تهیونگ فقط ۴ سال ازت کوچیک ترم(عصبی کیوت)
تهیونگ: کیوتچه ی من حتی اگه ازم بزرگ ترم بودی بازم کوچولو صدات میکردم..
ا.ت: اونوقت چرا؟
تهیونگ: قدت...
ا.ت: (پوکر)
تهیونگ: (خنده) خب خانم کوچولوی من...چیشد که اومدی پیش من؟
ا.ت: اومدم بگم امشب وقت داری بریم..بیرون؟
تهیونگ: برای بیبیم همیشه وقت هست!(چشمک)
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت سومروز بعد، ا/ت طبق معمول بعد از کلاس...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

My Boy❄

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

معرفی اولین فیکمون

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط