{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلے اهل شوخے بود. گاهے لطیفـہ تعریف می‌ڪرد، گاهے با توجـ

خیلے اهل شوخے بود. گاهے لطیفـہ تعریف می‌ڪرد، گاهے با توجـہ بـہ موقعیت و مڪانے ڪـہ در آن بودیم، ڪارے انجام می‌داد ڪـہ بخندیم. اما با همه‌ے این شوخی‌هایش، اصلا حرف زشت یا فحشے از او نمی‌شنیدی. روے این حرف‌ها خیلے حساس بود. حتے ڪلامے مثل بی‌شعور! سریع جبهـہ می‌گرفت و می‌گفت: [این‌طورے بـہ جایے نمی‌رسی!] زیاد این جملـہ را تڪرار می‌ڪرد.
بُرشی‌ازکتاب‌سَرمَشق


#معرفی_کتاب 𓂅
#شهید_محسن_حججی 𓂅
دیدگاه ها (۰)

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

خیلی انرژی گرفتم از اینکه پست طنز گذاشتم؛ با اجازه‌ی بابامم ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

درخواستی چیفویو

پارت ۱ ویو ا.ت صدای خنده داخل فضا پیچیده بودهر کسی چیزی می‌گ...

😂❤️بچه‌ها یه چیزی رو جدیِ شوخی بگم...واقعاً ما همدیگه رو نمی...

اخبار

میبخشی پارت ۳

پارت ۲۵ — چیزی که دیگر فقط بین خودشان نبودبعد از آن روز، حرف...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط