در خواستی یاندره از کازوتورا

بچه ها من یه عالمه از کازوتورا عکس داشتم ولی الان که نیاز دارم نیستتتتت


از وقتی با کازوتورا وارد رابطه شده بودی، فهمیده بودی عشقش با چیزی که تصور می‌کردی فرق داره.

کازوتورا خیلی دوستت داشت؛ شاید بیشتر از حدی که خودش می‌تونست کنترل کنه.

اولش فقط حساس بود.

اگر کسی زیادی بهت نزدیک می‌شد، نگاهش تغییر می‌کرد. اگر پسری باهات حرف می‌زد، بعداً ازت می‌پرسید: «اون کی بود؟»

اما یک روز، وقتی فهمید یکی از پسرها مدتیه مزاحمت می‌شه، رفتارش کاملاً عوض شد.

اون شب، وقتی به خانه برگشتی، کازوتورا منتظرت بود.

چیزی نگفت.

فقط دستت رو گرفت و با خودش به سمت اتاق برد.

با تعجب گفتی: «کازوتورا؟ کجا می‌ریم؟»

جوابی نداد.

در اتاق رو باز کرد و تو رو داخل برد.

برگشتی سمتش.

«چرا منو آوردی اینجا؟»

کازوتورا چند ثانیه فقط نگاهت کرد.

بعد خیلی آرام گفت:

«چون نمی‌خوام دست هیچ‌کس بهت برسه.»

قبل از اینکه چیزی بگی، در رو پشت سرت بست.

صدای چرخیدن کلید توی قفل پیچید.

خشکت زد.

از پشت در صدای کازوتورا رو شنیدی:

«اینجا بمون... اینطوری دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه بهت نزدیک بشه.»

و بعد، سکوت.


چند روز گذشت و تو بالاخره یه راه برای فرار پیدا کردی

سریع از خونه دور شدی و کوچه پس کوچه هارو رفتی تا به یه بن‌بست رسیدی

همانجا نشستی اما ناگهان صدایی به گوش هایت رسید

«پس اینجایی پرنسس کوچولو»

وقتی صدایش را شنیدی فهمیدی قرار نیست به راحتی از تو بگذرد

«کازوتورا... »

«هیس... فعلا بهتره ساکت باشی وگرنه تنبیه میشی کوچولو، حالا هم بیا بریم خونه»

آرام به سمتش رفتی دستش را به سمتت دراز کرد و دستش را گرفتی

ولی وقتی رسیدید خونه نتونستی تا 4 ماه راه بری

این یکی هم ریدم
ببخشید میدونم بد مینویسم
دیدگاه ها (۱۰)

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

درخواستی

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

💜 وقتی عضو هشتم BTS بودی 💜(درخواستی)نورهای بنفش تمام سالن رو...

جنگل نفرین شده پارت ۱۷

سناریو کازوتورا درخواستی

سناریو ریندو

درخواستی مایکی

تکپارتی تهیونگ

Why Did I Fall in Love with You?P¹⁴ | ویو خونهچند ثانیه بعد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط