‌‌


#دست هایت را#دورمن گره بزن
مراوادار به گفتن #نامت کن
مثل نخی که دانه های تسبیح را
دورهم جمع کرده
#بغلم کن
من #مقصدم گیسوت نباشد
همه ی #دوستت دارم هایم می ریزند
#گم می شوند.
دیدگاه ها (۲)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

پروانه جان

جیمین زودتر از چیزی که قول داده بود به عمارت برگشت.هنوز وارد...

رمان انتقام ازدواج کامل

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط